أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

365

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

گفته‌اند : از قوم ايشان ؛ و ترا - اى محمّد ! - بامّت تو فرستيم تا بر ايشان گواه باشى . « وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ » و قرآن به تو فرو فرستاذيم 2359 . گفته‌اند : حال است ؛ و گفته‌اند : استيناف است ؛ و ظاهر آنست كى استيناف است . « تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » هر چيزى را كى مىكنيذ و مىگذاريذ [ روشنگرست ] « هُدىً وَ رَحْمَةً » ( 720 ) راه راست و رحمت است همه را « وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ » و بشارتست خاص مسلمانانرا . قوله - تعالى - : [ سوره النحل ( 16 ) : آيه 98 ] فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ( 98 ) اى محمّد ! چون خواهى كى قرآن خوانى ؛ و گفته‌اند : چون قرآن خوانى باشى ؛ پناه به خداى - تعالى - گير ؛ و گفته‌اند : در آيت تقديم تأخيرى هست ؛ تقديرش چنين است : فإذا استعذت باللّه فاقرأ القرآن ، يعنى چون پناه به خدا گرفتى قرآن بخوان ؛ و از حمزه روايت كرده‌اند كى او بعد از قراءة تعوّذ كردى ، اقتدا به ظاهر قرآن كردى ؛ و معنى آنست كى از خذاى - تعالى - درخواه تا ترا از وساوس شيطان و مكايد او رعايت كنذ ؛ و « شيطان » إبليس است و « رجيم » رانده و ملعون بوذ ؛ و گفته‌اند : راندن او بستارة است كى از آسمان مىاندازند ؛ و گفته‌اند : فعيلى است بمعنى فاعل ، اى يرجم بنى آدم و يرميهم بالسّيئات و الغوائل ، يعنى بنى آدم را بگناهها مىاندازد ؛ و استعاذة ندب و استحباب است ؛ نه فرض است . « إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » اغوا و وسوسهء او بر اهل ايمان كى بر خذاوند خوذ توكل و ( 721 ) اعتماد كرده‌اند نبوذ ؛ ايشان وساوس او قبول نكنند ؛ و گفته‌اند : سلطان او حجّت اوست ، من قوله : « وَ ما كانَ 2360 لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ » . « إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ » بلك اغوا و وسوسه و حجّت او بر متابعان و دوستان او بوذ « وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ » گفته‌اند : « به » عايد است به إبليس ، اى بسببه مشركون ، يعنى بسبب او مشرك شذند . « وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ » و چون آيتي منسوخ گردانيم و آيتي ديگر عوض آن بفرستيم . اين آيت وقتى منزل 2361 شذ كى مشركان گفتند : محمّد باصحاب خوذ افسوس مىكنذ 2362 ، امروز ايشانرا حكمى مىفرمايذ و فردا ايشانرا از آن نهى مىكنذ و به چيزى ازان آسان‌تر ايشانرا حكم مىفرمايذ ، و مى . . . 2363 نيست الّا دروغ‌زنى كى از تلقاء نفس خوذ سخن