أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

355

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

« وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ » و بگو كى من بيم كننده‌ام « المبين » كى رشد و راه راست از باطل پيذا مىكنم . « كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ » گفته‌اند : أنزلنا عليك الكتاب لتنذر به كما أنزلنا على المقتسمين ، ما قرآن به تو فرستاذيم تا به آن بيم كنى چنانك فرو فرستاذيم بمقتسمان ؛ و گفته‌اند : آتيناك سبعا من المثاني و القرآن العظيم ، كما أنزلنا على المقتسمين ؛ و لا تمدّن عينيك ، اعتراض بوذ 2332 . و « مقتسمين » از « قسمت » است ؛ و گفته‌اند : از قسم ؛ و ( 705 ) در « مقتسمين » چند قول گفته‌اند : ابن عباس گويذ : جهوذان و ترسايان‌اند ؛ ببعضي قرآن ايمان آوردند و آن آن بوذ كى موافق كتاب ايشان بوذ و ببعضي كافر گشتند و آن آن بوذ كى خلاف ايشان بوذ . مقاتل گويذ : مقتسمان شازده 2333 مرد بوذند كى ايّام موسم وليد مغيره ايشانرا بفرستاذ تا راههاى مكة قسمت كردند و بر سر راهها بنشستند و مردم را مىگفتند : بمحمّد ايمان مياوريذ كى او ديوانه است ؛ بعضى مىگفتند : ساحر است ؛ و بعضى مىگفتند : شاعر است . قتادة گويذ : قول خوذ در قرآن قسمت كرده بوذند . گفتند : سحر است و كهانت و شعر و أساطير الاوّلين و افسانه است ؛ و گفته‌اند : نه كس بوذند از منافقان كى در مدينه فساد مىكردند - چنانك خذاى - تعالى - فرموذ : « وَ كانَ فِي 2334 الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ » . قوله : « الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ » يعنى آنانك قرآن دروغ و بهتان مىدانند و اين صفت مقتسمان است . مصنف كتاب گويذ : اين قومي بوذند كى چون خذاى - تعالى - آيتي در شأن آل محمّد ( 706 ) منزل فرموذى ، ايشان با يكديگر گفتندى اين نه وحى است ؛ محمّد از پى مصلحت على و فرزندان او مىگويذ ؛ دروغ و بهتان محض است كى به خداى - تعالى - حوالت مىكنذ . و واحد « عضين » ، « عضة » بوذ - محذوف اللّام - ؛ بعضى گفته‌اند : از « عضو » است ، چنانك گويند : عضيت الشيء جعلته عضوا عضوا ؛ يعنى قرآن پاره پاره كردند و جزؤ جزء گردانيذند ؛ و بعضى گفته‌اند : از « عضيهت » است و آن كذب بوذ و سحر ؛ و العاضهة السّامرة ؛ و آن را بجمع سلامت جمع كرد ، بطريق جبر جمع كرد ، چنانك ستّون و ماءون .