أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

330

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

و اگر شگفت مىدارى - اى محمّد ! - از انكار كردن حشر و نشر اين كافران و تكذيب كردن ايشان ترا و بتانرا كى منفعت و مضرّت از ايشان صادر نمىشوذ به خدايى قبول كردن و انواع قدرت خذاى - تعالى - مىبينند « فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ » اى فتعجّب ايضا من قولهم ، عجب‌تر دار آنك مىگويند : « أَ إِذا كُنَّا تُراباً » آرى ، چون بعد از مرگ ما خاك شويم يعنى بريزيم و بپوسيم و با خاك برابر شويم « أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » اى إذا كنّا ترابا نبعث و نحيى ، چون ما خاك شويم ما را برانگيزند و زنده گردانند ؟ ؛ « نبعث و نحيى » حذف كرد زيرا كى « لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » ( 661 ) بر آن دلالت مىكند ؛ و « جديد » عامل نيست در « إذا » زيرا كى ما بعد « انّ » در ما قبل عمل نكنذ . « قول » مبتداست و « عجب » خبرست . و در لفظ « عجب » خلاف كرده‌اند : بعضى تعجّب بر خذاى - تعالى - جايز داشته‌اند - حاشاه ! - و قتادة از آن جمله است ؛ و بيشتر مفسران تعجّب بر خذاى - تعالى - روا نداشته‌اند بلك تعجّب در صفت ما است در وقتى كى چيزى مشاهده كنيم كى مثل آن نديذه باشيم و سبب آن ما را معلوم نبوذ و اين معنى در حق بارى - تعالى - منتفى است ؛ پس معنى چنان بوذ كى نزد شما عجب است . « أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ » ايشان آنانند كى به خداوند و پروردگار خوذ كافر شذند ، لانّهم أنكروا البعث ، زيرا كى انكار بعث كردند . « وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ » و ايشان آنانند كى غلّها در گردنهاى ايشان باشذ ؛ و « غل » عبارتست از قيدى كى دست و گردن را در حالت عذاب به آن مقيّد كنند . « وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » و ايشان اهل دوزخ‌اند و جاويذ در دوزخ بمانند ( 662 ) . « وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ » « استعجال » طلب تعجيل بوذ ، و « تعجيل » عبارتست از تقديم چيزى پيش از وقت آن چيز . « بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ » بالعقوبة قبل العافية ، يعنى تعجيل مىكنند و از تو عقوبت مىخواهند پيش از عافيت ؛ و سبب نزول اين آيت آن بوذ كى نزول عذاب از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مىخواستند بطريق استهزا ، چنانك خذاى - تعالى - از ايشان خبر داذ ؛ [ مىگفتند : ] اللّهمّ ان كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة 2268 من السماء او ائتنا به عذاب اليم ؛ « وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ » ، اى و قد مضت من قبلهم في الأمم الّتى عصت ربّها و كذّبت رسلها العقوبات ، و عقوبت خذاى - تعالى - در امّت پيشين كى معصيت خذاى - تعالى - كردند و تكذيب رسولان او