أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
309
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« نجيا » بلفظ واحد ذكر كرد زيرا كى مصدر است و « نجى » بوجهي ديگر ناجى بود و جمع آن « انجية » بود . ابن عيسى گويذ : اصل آن از « نجوا » ست ، و هو الارتفاع من الأرض ، و آن زمينى بلند باشد ؛ زيرا كى مناجى آنچ نزد اوست بلند مىگردانذ در خفيه با صاحب خوذ . « قالَ كَبِيرُهُمْ » في الرّأى ، بزرگتر ايشان در رأى گفت - و او شمعون بوذ كى رئيس ايشان بوذ ؛ و گفتهاند : بزرگ ايشان بوذ بعمر و آن روبيل بوذ ؛ و گفتهاند : يهوذا بوذ . « أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ » اى عهدا وثيقا ، نمىدانيذ كى پذر از شما عهدى استوار ستذه است - و آن « فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ » 2217 است . « وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ » و پيش ازين در شأن يوسف ( 618 ) افراطها كرديذ ؛ و فارط ازينجاست ؛ و گفتهاند : تقصير كرديذ ؛ و تعلمون تفريطكم ؛ و گفتهاند : « ما فرّطتم » مبتدا است و خبرش « من قبل » اى و تفريطكم في يوسف ثابت من قبل ، تفريط شما در حق [ يوسف ] ثابت است پيش ازين ؛ و گفتهاند : « في يوسف » خبرست و اين روشنتر است ؛ و گفتهاند : ما صلة است و تقديرش چنين است : و من قبل فرطتم في يوسف . « فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ » اى لا أفارق ارض مصر ، از زمين مصر مفارقت نكنم ؛ و « برح » و « زال » بيك معنى است ؛ و « ارض » منصوبست بواسطهء حا 2218 ، اى عن الأرض ، و آن نه ظرفست و نه مفعول به . « حَتَّى يَأْذَنَ 2219 لِي أَبِي » في الرّجوع ، تا پذر مرا دستورى دهذ در بازگشتن « أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي » يا خذاى - تعالى - حكم كنذ مرا به بيرون آمذن ازين زمين و براذر من به من باز رسانذ ؛ و گفتهاند : بأمر لي بالمقاتلة مع القوم ، يا خذاى - تعالى - مرا امر فرمايذ بقتال كردن با قوم ؛ و آن چنان بوذ كى بنى يعقوب با عزيز در شأن بنيامين سخن بسيار گفتند : روبيل گفت : اى ملك ! دست از براذر ما بدار ، او لاصيحنّ صيحة لا تبقى بمصر 2220 امرأة حامل الّا وضعت و القت ما في بطنها ، و الا بانگى كنم ( 619 ) هيچ زن آبستن در مصر نماند الّا بچّه بيندازد ؛ و موى بر أعضاء وى راست شذ چنانك از جامه بيرون آمذ ؛ فقال يوسف لابنه : قم الى جنب روبيل ، يوسف پسر خوذ را گفت : برخيز پهلوى روبيل بنشين ؛ فمسّه ، و او را ببساى - و بنى يعقوب چون بر كسى خشم گرفتندى هم يكى ازيشان بايستى كى دست بر وى مالذ تا خشم ساكن شذى . روبيل گفت : من هذا ؟ انّ في هذا البلد لبزرا من بزر يعقوب . اين پسر كيست ؟ درين شهر از نسل يعقوب جز ما كسى هست . يوسف گفت :