أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

277

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

سؤال : بهاء يوسف چرا حرام بوذ ؟ جواب : زيرا كى آزاذ بوذ و بهاء آزاذ حرام است ؛ و گفته‌اند : بهاء وى ظلم و ظلم حرام بوذ ؛ و از آن جهت ظلم بوذ كى ظلموا في بيعه . و گفته‌اند : ذى بخس اى ناقص ، كاملى را ببهايى نقصان بفروختند ؛ و گفته‌اند : ببهايى اندك ؛ و گفته‌اند : زيّف ، نبهره 2125 . « دراهم » بدل است از « ثمن » . ( 552 ) « معدودة » قليلة ، عشرين درهما فقسموا در همين در همين ، ايشان ده بودند و درم بيست ، هر يك دو درم بستذند ؛ و گفته‌اند : بيست و دو درم بوذ ؛ و گفته‌اند : چهل درم بوذ ؛ و گفته‌اند : هر چى از وقيه كمتر بوذى آن را وزن نكردندى و آن چهل درم بوذ . « وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ » فيه يعود الى الثمن ، « فيه » عايدست با « ثمن » ؛ و گفته‌اند : با يوسف ؛ و الضّمير في « و كانوا » يعود الى الاخوة الا على قول ابن بحر ، يعنى ضمير واو كى در « كانوا » است عايدست با برادران يوسف الا بقول ابن بحر ؛ و معنى « زاهدين » آنست كى در آن بها محتاج نبوذند و راغب نبوذند ؛ و « فيه » جايز نبوذ كى از صلهء « زاهدين » باشد زيرا كى اسم فاعل چون الف و لام در وى بوذ در ما قبل خوذ عمل نكنذ ؛ و نحويان برآنند كى من در « وَ [ كانُوا ] فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ » تبيين راست ، و تقديرش چنين بوذ : و كانوا فيه زهدا من الزّاهدين ، و حذف عامل جايز بوذ زيرا كى در ظرف اين اتّساع جايز است ، و جايز نبوذ : كانوا زيدا من الضّاربين . « وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ » پس مالك ذعر يوسف را ( 553 ) بمصر برد و در من يزيدش به بيست دينار بفروخت ؛ و گفته‌اند : برابر به نقره ؛ و گفته‌اند : بزر ؛ و گفته‌اند : بيش ازين . عزيز مصرش بخريد تا خزينه‌دارى بوى دهذ و اسم خزينه‌دار عزيز قطفير 2126 بوذ و اسم ملك وليد بن ريّان بوذ . زنرا گفت - و نام وى نزد اكثر مفسّران راعيل بوذ ، و گفته‌اند : زكآ ، و گفته‌اند : زليخا - : « أكرمي مثواه » شايذ كى مصدر بوذ ، يعنى اقامت او گرامى دار ، و شايذ كى مكان را بوذ اى موضع إقامته ؛ و معنى آنست كى : أحسني اليه في جميع حالاته من مأكول و مشروب و ملبوس ، با وى نكويى كن در همه احوال وى ، از آنچ بخورذ و بياشامذ و بپوشذ . ابن عيسى گويذ : الإكرام إعطاء المراد على وجه الإعظام ، گرامى داشتن كسى آن بوذ كى مراد وى بوى دهند بوجه آنك او را بزرگ دارند .