أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 23
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
مأوّل آيت سائس او باشد و عالم به آن كه به جاى خود بنهد . و فرق از ميان تفسير و تأويل آن است كه تفسير ، علم سبب نزول آيت باشد و علم به مراد خداى - تعالى - ، از لفظ تعاطى آن نتوان كردن الّا از سماع و آثار ، و تأويل چون كسى عالم باشد به لغت عرب و علم اصول را متقن باشد ، او را بود كه حمل كند آيت را بر محتملات لغت چون قدحى نخواهد كردن در اصول و قطع نكند بر مراد خداى - تعالى - الّا به دليل . 47 قرآن پژوه بزرگ سدهء ما ، علّامه آية اللّه سيّد محمّد حسين طباطبائى - قدّس اللّه تعالى نفسه الزّكيّة - ، در الميزان فرموده است : « مراد از تأويل ، معنايى است كه مخالف با ظاهر لفظ باشد ، و اين معنا از ساير معاني كه براى كلمهء تأويل كردهاند شايعتر است » . 48 بر خلاف آنچه كه ممكن است در برخورد ناژرفنگرانه با مقولهء « تأويل » گمان كرده شود ، « پرداختن به تأويل - تأويل مشروع و ممدوح - به سليقه يا ميل يا اختيار مفسّر يا مفسّران نيست ، بلكه إلزامي است . چنان كه موارد عديدهاى در قرآن مجيد هست نظير استواى خداوند بر عرش يا قرار داشتن عرش بر آب يا . . . ، و جز عدهاى از ظاهر گرايان و قشريان يا اهل تجسيم ، اغلب مفسّران فرقههاى مختلف اسلام ، با حفظ قواعد و آداب تأويل - اعم از ادب شرعي و رعايت قواعد ادبى و بلاغي - آنها را استعارى گرفته و تأويل كردهاند » . 49 در سخن از « تأويل » اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه عالمان دانشهاى قرآنى در معنى تأويل اختلاف شديد دارند و با تتبّع اقوال در تأويل ممكن است به بيشتر از ده قول برخورد ولى آنچه مشهورتر از همهء اقوال مىباشد دو قول است : 1 ) قول [ برخى ] قدماء كه تأويل دارند لكن [ به نظر بعضيشان ] به مقتضاى آيه وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ، تأويل متشابهات را بالخصوص كسى جز خداى نمىداند . . . . 2 ) قول [ برخى ] متأخّرين كه « تأويل » معنى خلاف ظاهرى است كه از كلام قصد شود و بنابر اين همهء آيات قرآنى تأويل ندارند و تنها آيات متشابه . . . تأويل و معناى خلاف ظاهر دارند . . . 50 سيوطى بخشى از الإتقان في علوم القرآن را به بحث در بارهء « شناخت تفسير و تأويل قرآن و بيان فضيلت و نياز به آن » ويژه ساخته و در آن بگستردگى سخنانى در تعريف