أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 22
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
مىيافتند و امروز از تفسيرنامههاى بنام جهان اسلام بودند ؛ دستنوشتهاى بسيارى نيز از آنها در دست مىبود . پيش از آنكه مستقيما به دقائق التأويل و نويسندهء آن بپردازيم ، مناسبست از واژهء كليدى « تأويل » كه در نام و روش اين تفسير ، جايى اساسى دارد و نيز از پيوند تفسير و كلام كه مورد توجّه نويسنده بوده ، سخن به ميان آوريم . تأويل « تأويل » از واژگان قرآنى است و دانشيواژهاى است كه افزون بر دانشهاى قرآنى در پهنهء دانش حديث ، حكمت ، عرفان و دانشهاى ادبى هم كاربرد دارد . 45 واژهء « تأويل » از ريشهء « أول » به معناى بازگشت است ؛ و « تأويل » به معناى « تأويل قرآن » و « تأويل آيات قرآن » سه بار در قرآن كريم به كار رفته : يك بار در آيهء 53 سورهء اعراف ، بار دوم در آيهء 39 سورهء يونس و بار سوم - كه واضحترين و مهمترين مورد است - در آيهء هفتم سورهء آل عمران 46 . تفسيرگر بزرگ شيعى ، شيخ ابو الفتوح رازى - على اللّه مقامه - ، در معنى تفسير و تأويل نوشته است : ابن دريد گفت : اصل اين كلمه از « تفسره » است ، و آن آب بيمار باشد كه بر طبيب عرضه كنند تا در او نگرد و دستور خود سازد تا به علّت بيمار راه برد ، چنان كه طبيب به نظر در آن كشف كند از حال بيمار ، مفسّر كشف كند از شأن آيت و قصّه و معنى و سبب نزول او . و ثعلب گفت : اصل او من « فسرت الفرس إذا ركضتها محصورة لينطلق حصرها » ؛ اصل او آن باشد كه اسب شكم گرفته بتازى تا بستگىاش گشاده شود ، و معنى او نيز راجع بود با كشف . و ابو حامد الخارزنجىّ گفت : اين كلمه مقلوب است از سفر ، چون « جذب و جبذ » و « ضبّ و بضّ » . و اصل « سفر » هم كشف بود ، « سفرت المرأة » آن باشد كه رو بازگشايد ، و « اسفر الصّبح » آن باشد كه صبح روشن شد . امّا « تأويل » صرف آيت باشد با معنى كه محتمل باشد آن را موافق ادلّه و قراين ، و اصل او از « أول » باشد و آن رجوع بود ، يقال : اوّلته فآل ، اى صرّفته فانصرف . و گفتهاند : اصل او از « ايالت » بود و آن « سياست » باشد ، يقول العرب : ألنا و إيل علينا ، اى سسنا و ساسنا غيرنا . پس