أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
136
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا » وعده داذ خذاى - تعالى - آنانرا كى ايمان آوردند به خدا و رسول و امامت على و فرزندان يازدهگانهء او « وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » كردارهاء نيكو كردند « لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ » ايشانراست از خذاوند و پروردگار خوذ آمرزش و مزد عظيم . در مفعول « وعد » دو قول گفتهاند : قول اوّل آنست كى محذوفست و لفظ « وعد » بر آن دلالت مىكنذ ، أوعد اى : خيرا ، يعنى : وعده داذ بخير ؛ و گفتهاند : مفعولش محذوفست تفسيرش « لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ » است . قول دوم آنست كى اين جمله مفعولست كى واقع است موقع مفرد ، چنانك شاعر گفت : وجدنا الصّالحين 1631 لهم جزاء * و جنّات و عينا سلسبيلا « جنّات و عينا » را عطف كرد بر محلّ « لهم جزاء » ؛ و گفتهاند : تقديرش چنين است : وعد اللّه انّ لهم مغفرة ، چون « ان » 1632 حذف كرد « مغفرة » بابتدا مرفوع شذ ؛ و گفتهاند : ما بعدش مرفوع است بطريق حكايت زيرا كى « وعد » ( 283 ) قول است ، اى : قال اللّه ، يعنى : « وعد » قول است و معنى آن آنست كى خذاى - تعالى - گفت : « الّذين آمنوا » ثمّ أوعد للكافرين ، بعد از آن كافران را وعده كرد و گفت : « وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ » آنانك كافر گشتند و آيات ما را بدروغ باز داذند 1633 ، ايشان ياران دوزخاند ، اى : لا يفارقونها كما لا يفارق الصّاحب ماله ، يعنى : از دوزخ مفارقت نكنند چنانك صاحب مال از مال مفارقت نكنذ . « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ » اى آنانك ايمان آورديذ ! ياذ كنيذ نعمت خذاى - تعالى - بر خوذ در وقتى كى قومي دستها بقتل شما دراز كردند « فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ » بازداشت خذاى - تعالى - دستهاى ايشان از قتال با شما « وَ اتَّقُوا اللَّهَ » و از خذاى - تعالى - بترسيذ « وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » و مؤمنان بر خذاى - تعالى - در جميع امور اعتماد كنند . مفسّران در سبب نزول اين آيت خلاف كردهاند . قتادة گويذ : رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ببطن نخل بوذ در غزو هفتم ، خبر به بنى ثعلبة و بنى محارب 1634 رسيذ . لشكرى ازين دو قوم جمع شذند و از أطراف مدد ( 284 ) خواستند تا ناگاه بر سر رسول دوانند و بىخبر بر ايشان فرصت يابند و گفتند : محمّد را و اصحابش نمازى هست كى آن نماز بر ايشان دوستتر از ماذر و پذر ايشانست ، بگذاريم تا در سجده روند ما فرصت يابيم .