أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

113

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

و گوسفند و اشتر باشذ سؤال كرديم ؛ گفت : كشتن ماذر كشتن بچّه است . كلبى گويذ : « بهيمة الانعام » آهو و گاو كوهى است ، و آن را از آن جهت « بهيمة » خواند كى تمييز آن بر هر كس پوشيذه بوذ 1458 . « إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ » الّا چيزى كى در قرآن مذكور نبوذ از آنچ بر شما حرام كرده‌اند ، چنانك فرموذ : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ » الى قوله : « وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ » 1459 ، و قوله : « وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ » 1460 . « غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ » . اخفش گويذ : منصوبست به حال ( 230 ) ، يعنى : أوفوا بالعقود غير محلّى الصّيد ، و اين چنانست كى گويند : احلّ لكم الطّعام غير مفسدين فيه ، يعنى : طعام بر شما حلال كردم بىآنك در آن فساد كنيذ ؛ و معنى آيت اين است كى همه چهارپايانرا بر شما حلال كردند الّا آنك وحشى بوذ كى آن صيد است و آن در حالت إحرام گرفتن بر شما حلال نيست ، چنانك فرموذ : « وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ » . ابن عبّاس گويذ : اى و أنتم في الحرم ، يعنى : و شما در حرم كعبه باشيذ ؛ و گويند : رجل حرام و قوم حرم - و آن جمع « حرام » بوذ . « إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ » ابن عبّاس گويذ : حلال مىگردانذ آنچ مىخواهذ و حرام مىكنذ هرچ مىخواهذ ، و گفته‌اند : كس نيست كى ارادة وى ردّ كنذ . « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا 1461 شَعائِرَ اللَّهِ » ابن عبّاس گويذ : اين آيت در شأن شريح بن ضبيعة بن هند بن شرحيل بكرى 1462 منزل شذ كى بمدينة آمذ و خيل خوذ بيرون مدينه بگذاشت ( 231 ) و خوذ تنها به خدمت رسول آمذ و گفت : اى محمّد ! مردم را بچه دعوت مىكنى ؟ گفت : بشهادة « لا إله الا الله محمد رسول الله » و بپاء داشتن 1463 نماز و أداء زكات . شريح گفت : نيكوست امّا أميري چند دارم . كى من بى دستورى 1464 ايشان هيچ كار نتوانم كرد . بروم و ايشانرا بيارم و مسلمان شوم ؛ و رسول - صلّى اللّه عليه و آله - پيش از وصول او با صحابه گفته بوذ كى : مردى نزد ما آيذ از ربيعه به زبان شيطان سخن گويذ 1465 . چون از خدمت رسول بيرون آمذ ، رسول فرموذ كى : دخل بوجه كافر و خرج بعقبى غادر ، 1466 يعنى : به روى كافر درآمذ 1467 و بپى 1468 غدر كننده بيرون رفت ، و او مسلمان نشوذ . از مدينه بيرون رفت و مواشى 1469 مدينه با خوذ ببرد . او را طلب كردند ، از وى عاجز گشتند . چون سال ديگر بوذ 1470 با حجّاج بكر وائل از يمامه به حج آمذ و تجارتي عظيم با وى بوذ و رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آن سال ( 232 ) بحجّ رفته بوذ . اين خطم 1471 كى نام او شريح بوذ با حجّاج بكر هدى