أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
82
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ » مىخواهند كى حكومت خوذ بر طاغوت برند . عبد اللّه عبّاس گويذ : اين آيت در شأن قومي از بنى سليم منزل شذ كى خواستند كى حكومت نزد ابو بردة 1228 الأسلمي برند - و او كاهن ابو سليم 1229 بوذ تا ميان تنافر 1230 يهود حكم كنذ . شعبى گويذ : در شأن منافقي و جهوذى منزل شذ كى ميان ايشان خصومتي واقع بوذ . جهوذ مىگفت : بيا حكومت نزد محمّد بريم - و اين ازان جهت مىگفت كى ميدانست كى رسول - صلّى اللّه عليه و آله - رشوة قبول نكنذ - ، و منافق ميگفت : مرا با محمّد هيچ كار نيست ، نزد حكّام يهود رويم - و اين از آن مىگفت كى ميدانست كى ايشان رشوة قبول كنند . پس بران اتّفاق كردند كى حكومت نزد كاهن جهينه برند . خذاى - تعالى - اين آيت منزل فرموذ . كلبى روايت كنذ از ابو صالح از ابن عبّاس كى اين آيت در شأن منافقي منزل شذ كى ( 160 ) ميان او و جهوذى خصومتي بوذ . جهوذ گفت : حكومت نزد محمّد بريم . منافق گفت : نزد كعب اشرف 1231 بريم . خذاى - تعالى - كعب اشرف را « طاغوت » خواند . خصومت نزد رسول - عليه السّلم - آوردند . رسول حكم يهودى را فرموذ 1232 . چون از خدمت رسول بيرون آمذند ، منافق يهودى را الزام كرد كى نزد عمر رويم . فأتيا اليه ، نزد عمر رفتند . عمر منافق را بر يهودى حكم فرموذ 1233 1234 ؛ و گفتهاند كى جهوذ گفت : اى عمر ! نزد محمّد رفتيم و حكومت نزد او عرض كرديم 1235 ؛ دعوى من بر منافق مقرّر داشت ؛ او راضى نمىشوذ ؛ نزد تو آمذيم ؛ گمان دارذ كى حكم او را فرمايى بر من . عمر منافق را گفت : چمى گويى ؟ گفت : همچنين است كى او مىگويذ . عمر منافق را بر يهودى حكم فرموذ ؛ و در قول منافق كى نزد عمر رويم نكتهاى هست و آن بغايت واضح است 1236 ؛ و گفتهاند : عمر منافق را بكشت . « وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ » و مؤمنان را فرموذهاند كى بطاغوت كافر شوند - چنانك در ( 161 ) موضعى ديگر فرموذ : « فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى » 1237 ، و « عروهء وثقى » آل محمّداند 1238 ؛ و گفتهاند كى : معنى آنست كى دوست ندارند كسى را كى منافق باشذ ؛ و گفتهاند : حيىّ اخطب است . « وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً » « ضلالا » عن الحقّ « بعيدا » دور ؛ و شيطان مىخواهذ كى ايشانرا از حق دور گردانذ گردانيذنى دور . مصنّف كتاب گويذ : هيچ ضلالت دور تر از آن بوذ كى حقّ فاطمهء دختر رسول