أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 13
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
تفسيرگرى و تفسيرنامههاى شيعى بزرگترين تفسيرگر قرآن كريم ، خود خداوند - تبارك و تعالى - است و دومين مرتبه از آن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و عترت - عليهم السّلام - مىباشد . 10 گمانى نيست كه تنها دبستان خطاناپذير تفسير قرآن ، دبستان تفسير اهل بيت رسول اللّه - عليهم السّلام - و خود قرآن است ، و براى تفسير كتاب خداوند - عزّ و جلّ - بايد دست در دامان خود قرآن و آل البيت - عليهم آلاف التّحيّة و الثّناء - زد . شيعيان كه پيروان خاندان عصمت و طهارت - كه درود بيكران خداى بزرگ بر ايشان باد - هستند ، در تفسير نگارى و تفسيرگرى به شيوهاى دست يازيدهاند كه با شيوهء معمول اهل سنّت ناهمسانيهاى آشكار دارد . علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى ، فيلسوف و تفسيرگر بزرگ سدهء ما - رضوان اللّه تعالى عليه - ، نوشته است : پس از رحلت پيغمبر أكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - جمعى از صحابه مانند ابىّ بن كعب و عبد اللّه بن مسعود و جابر بن عبد اللّه و ابو سعيد و عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن عمر و انس و ابو هريرة و ابو موسى و از همه معروفتر عبد اللّه بن عبّاس به تفسير اشتغال داشتند ؛ و روششان در تفسير اين بود كه گاهى آنچه از پيغمبر أكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در معاني آيات قرآنى شنيده بودند ، در شكل روايت مسند نقل مىكردند . اين أحاديث از اوّل تا آخر قرآن جمعا دويست و چهل و چند حديثند كه سند بسيارى از آنها ضعيف و متن برخى از آنها منكر است ؛ و گاهى تفسير آيات را در صورت اظهار نظر بىاينكه به پيغمبر أكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اسناد دهند إلقاء مىكردند . متأخّرين اهل تفسير از اهل سنّت ، اين قسم را جزء روايات نبوي در تفسير مىشمارند ، زيرا صحابه علم قرآن را از مقام رسالت آموختهاند و [ به باور اهل سنّت ] مستبعد است كه خودشان از خود چيزى گفته باشند . ولى دليلى قاطع بر اين سخن نيست ، علاوه به اينكه مقدار زيادى ازين قسم رواياتى است كه در اسباب نزول آيات و قصص تاريخي آنها وارد شده و همچنين در ميان اين روايات صحابى بسيارى از سخنان علماء يهود كه مسلمان شده بودند مانند كعب الأحبار و غيره بدون اسناد يافت مىشود . و همچنين ابن عبّاس بيشتر اوقات در معنى آيات به شعر تمثّل مىكرد چنان كه در روايتى كه از ابن عبّاس در [ مورد ] سؤالات نافع بن أزرق نقل شده در جواب دويست و اندى سؤال