الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

99

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

هستند كه بايستى مقدارى از زكات در راه آزاديشان صرف و هزينه شود . رَقَبْتُه : به گردنش زدم . رَقَبْتُه : حفظش كردم . رَقِيب : نگهبان ، و اين معنى يا به خاطر مراعات كردن و حفظ نمودن شخص مورد نگهدارى است و يا به خاطر اين است كه - رقيب - براى مراقبت گردن مىكشد و سرش را بالا نگه مىدارد . خداى تعالى گويد : ( وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ - 93 / هود ) . ( سخن حضرت شعيب به قوم نافرمان خويش است كه به آنها مىگويد از سرنوشت قوم عاد و ثمود و هود عبرت گيريد آنها باز لجاجت مىكنند ، سپس شعيب مىگويد : بنابراين منتظر عذاب و فرجام كارتان باشيد من هم با شما منتظر مىمانم ) . در آيات : ( إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ - 18 / ق ) و ( لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً - 10 / توبه ) ( در بارهء مؤمنين پيمان خويش رعايت نمىكنند ) مرقب : پاسگاه و مكان مرتفعى كه نگهبان بر آن اشراف دارد ، و همچنين - امين و مسئول كسانى كه با قرعه و شرط تيراندازى مىكنند و سرپرست كسانى كه با تيراندازى شرطى قمار مىبازند و مىخورند و مىنوشند و نيز رقيب - سومين تيرى است كه پرتاب مىكنند . تَرَقَّبَ : با احتياط نگهبانى و دور انديشى كرد مثل آيه : ( فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ - 21 / قصص ) . رَقُوب : زنى كه به خاطر داشتن فرزندان زياد منتظر مردن نوزادان خويش است و نيز - شترى كه به انتظار سيراب شدن شتر ديگر مىايستد تا نوبتش برسد .

--> فخر رازى مىنويسد : در چهار گروه فوق حرف ( ل ) هست مثل لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ - ولى در قسمت پنجم ( وَ فِي الرِّقابِ ) آمده يعنى سهمشان در راه آزادى آنها صرف شود نه اينكه به خودشان داده شود بلكه در راه آزادى بردگان جهان شناخته و ناشناخته بايستى هزينه شود . فيوضع نصيبهم فى تخليص رقبتهم عن الرّق ( تفسير كبير - 16 / 112 ) .