الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

90

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

الرّحمن ) كه نوعى از جامه سبز شبيه به باغ سبز است گفته‌اند - رَفْرَف - گوشه‌اى از خيمه و چادر است كه بدون ميخ و طناب بر زمين قرار گرفته . از - حسن - نقل شده است كه گفته است - رفرف - همان بهشتى ، و بالش است . رفت : رَفَتُّ الشيءَ أَرْفُتُه رَفْتاً : خاك و خاشاكش كردم . رُفَات و فُتَات : كاه ريزه‌هاى خرد شده و پراكنده شده و مانند آن . خداى تعالى گويد : ( وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً - 49 / اسراء ) - به طور استعاره - رُفَات - ريسمان پاره پاره شده است . رفث : الرَّفَث : سخنى است كه ذكرش متضمّن آغاز - مغازله - در باره آميزش و تمتّع از همسرى است طورى كه آشكارا و با صراحت گفتن آن زشت و شرم انگيز است و به طور كنايه در بارهء مزاوجت و همبسترى با همسران به كار مىرود ، در آيهء : ( أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ - 187 / بقره )

--> ابو عبيد مىگويد : يعنى حقگو باشد و گفته‌اند - من حفّنا - يعنى كسى كه با ما مهربانى و يارى مىكند و - رفّنا - كسى كه بر ما احاطه دارد و اين اصطلاح از زنى است كه قومى او را دوست داشتند اتّفاقا روزى بر شتر مرغ بزرگى مىگذرد كه به صمغ غليظ درختى چسبيده بود جامه‌اش را بر سر او مىاندازد و او را به درخت مىبندد سپس به سوى آن مردم مىرود تا بيايند و شتر مرغ را برايش بگيرند و به آنها مىگويد : من كان يحفنا او يرفنا فليترك : كسى از آنها به كمكش نمىرود و همين كه خود برمىگردد مىبيند شتر مرغ با جامه گريخته . اين ضرب المثل را براى كسى مىزنند كه مهربانى و كار آسان فريبش دهد و به نامطمئن اعتماد كند ( مجمع الامثال 2 / 320 - اساس البلاغه 171 ) . ازهرى از قول ابو على مىنويسد : يحفنا و يرفنا - كسى كه ما را طواف مىكند و تزيين مىنمايد ( تهذيب 15 / 170 ) ابن دريد مىگويد : رفّ يعنى بوسيد و در حديثى از پيامبر آمده است كه « انّى لارفها و انا صائم » يعنى در حال روزه زن را نمىبوسم . الرّف - يعنى گله بزرگ شتر ، رففت الرّجل - به او نيكى كردم و از امثال معروف - من حفنا او رفنا فليتزل است و - رف - هم در اتاقها معروف است ( جمهرة اللّغه 1 / 85 - 3 / 149 ) .