الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

625

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

حكمت خداى در وقتى كه بر آنها پوشيده است باشد حكم اين موضوع مثل نهى از خوض كردن در اسرار ( قدر ) است . آيه : ( وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ - 10 / نمل ) به پشت سرش توجّه نكرده است . اعْتِقَاب : در آمدن چيزى از پى چيز ديگر مثل از پى هم در آمدن شب و روز . عُقْبَة : دو تركه بر پشت ستور سوار شدن . عُقْبَةُ الطّائرِ : بالا و پائين رفتن پرنده . اعقَبَهُ كذا : آن را جانشين و وصىّ خود گردانيد ، در آيه گفت : ( فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً - 77 / توبه ) « 1 » . شاعر گفت : له طائف من جنّة غير مُعْقِبٍ جنّه : حالتى است از بيهوشى كه هشيارى در پى ندارد . فلان لم يُعْقِبْ : بدون فرزند است و فرزنددار نشده است . أَعْقَابُ الرّجلِ : فرزندان مرد . لغت شناسان گفته‌اند در معنى أعقاب - فرزند دختر ( نوهء دخترى ) داخل نمىشود زيرا دختر نسب و تبارى را در پى ندارد ولى هر گاه مرد ذرّيه‌اى داشته باشد اولاد دختر ( نوهء دخترى ) در معنى آن داخل مىشود « 2 » . امرأةٌ مِعْقَابٌ : زنى كه يك بار پسر مىزايد . و يك بار دختر . عَقَبْتُ الرّمحَ : سر نيزه را با نى محكم كردم ، مثل - عصبته : با زه بستمش . عَقَبَة : راه دشتوار در كوهستان ، جمع آن - عُقُب و عِقَاب است . عُقَاب : چون سوى شكار بسرعت

--> ( 1 ) بعد از اينكه پيمان بستند كه اگر از فضل و كرم خدا بهره‌مند شوند انفاق كنند و به ديگران ببخشند و از صالحين باشند ولى بعد بخل ورزيده و روى گردانيدند ، نفاق و دو رويى به دلهاشان رسيد و آنها را فرا گرفت . ( 2 ) نظر صائب راغب رحمه اللّه نظرى است كه بيشتر مفسّرين پژوهشگر با توجّه به آيات ديگر قرآن كه از ذرّيه بحث كرده است فرزند دختر را هم - ذرّيه - مىدانند . ذرّيه : نسل انسان چه از فرزند پسر و چه از فرزند دختر و يا چه دختر و چه پسر . الذّرّيه : تقع على الآباء ، و الابناء و الاولاد و النّساء در آيه : ( أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ - 41 / يس ) ولى ازهرى و طريحى پدران و فرزندان و فرزندان آنان را ذرّيه مىدانند و همسر را ذرّيه نمىدانند . ( غريب القرآن 28 / لس 14 / 281 ) .