الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

626

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مىرود چنين ناميده شده ، پرچم هم در صورت و شكل ، به - عُقَاب - تعبير شده است مثل نام پرچم جنگى پيامبر ( ص ) و نيز سنگ دو طرف چاه و بند گوشواره . يَعْقُوب : كبك نر ، چون با جست و خيز مىدود ( مثل دويدن زاغ و كلاغ ) . عقد : العَقْد : گره زدن و جمع كردن اطراف و سر و ته چيزى ، كه در اجسام سفت و سخت به كار مىرود ، مثل گره زدن طناب و بهم پيوستن اجزاء بنا و ساختمان ، سپس بطور استعاره در معانى و مفاهيم نيز به كار رفته است ، مثل : عَقْدُ البيعِ : پيمان خريد و فروش بستن و هر عهد و پيمانى غير از آن . عَاقَدْتُهُ و عَقَدْتُهُ و تَعَاقَدْنَا و عَقَدْتُ يمينَهُ : ( با او معاهده و پيمان بستم - او را گره زدم - پيمان بستيم - سوگندش را پذيرفتم ) . آيه : ( عَاقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ ) كه به صورت ( عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ - 33 / نساء ) هم خوانده شده . و آيه : ( بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ - 98 / مائده ) كه به صورت ( بِمَا عَقَدْتُمُ الْأَيْمانَ - 98 / مائده ) بدون تشديد حرف ( ق ) هم خوانده شده : سوگندهائى است كه به قصد و هدف انجام داده‌ايد ) . لفلان عَقِيدَة : او را عقيده و آئينى است . عِقْد : قلاده و گردنبند . عَقْد : مصدرى است كه به صورت اسم به كار رفته و جمع بسته مىشود ، مثل آيه : ( أَوْفُوا بِالْعُقُودِ - 1 / مائده ) . عُقْدَة : اسمى است براى عقد و نكاح يا سوگند و غير اينها و آيه : ( وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ - 235 / بقره ) « 1 » . عُقِدَ لسانه : زبانش بند آمده و لكنتى در زبانش و گرفتگى در سخنش هست ، در آيات : ( وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي - 27 / طه ) « 2 »

--> ( 1 ) قصد بستن عقد زناشوئى تا مدّت مقرّر كه نوشته شده مكنيد تا مدّت بسر رسد مىدانيد كه خدا به آنچه در دلهاتان است آگاهى دارد . ( 2 ) گره از زبانم بگشاى .