الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
607
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
266 / بقره ) يعنى گردبادى سخت به آن وزيد . اعْتِصَار : فشرده شدن چيزى يا با آب يا به خودى خود « 1 » . عَصَر : ملجأ و پناه . عَصْر و عِصْر : دهر و روزگاران ، جمعش عُصُور ، گفت : ( وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ - 1 / عصر ) « 2 » عَصْر : ساعات آخر روز . صلاةُ العَصْر : نماز عصر . عَصْرَان : ناهار و شام ، و يا شب و روز مثل - قمرين : ماه و خورشيد . مُعْصِر : زنى كه براى نخستين بار دشتان و يا حائض و يا به دوران جوانى داخل مىشود . عصف : العَصْف و العَصِيفَة : چيزى است كه از زراعت بعد از درو كردن و برداشت باقى مىماند ( كاه و ته ماندهء - محصول ) و به شاخههاى شكسته شده و خشك شده گياهان هم عَصْف مىگويند ، در آيات : ( وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ - 12 / رحمن ) « 3 » ( كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ - 5 / فيل ) ( رِيحٌ عاصِفٌ - 22 / يونس ) عَاصِفَة و مُعْصِفَة : باد شكننده و خرد كننده و طوفانزا كه اشياء را مثل كاه مىكشد و خرد مىكند .
--> ( 1 ) اعتصار در كتب لغت به معناى زير است : 1 - فشار دادن 2 - بخشش و نيكى 3 - قضاء حاجت . 4 - تاوان گرفتن 5 - ممانعت از نكاح 6 - پناه گرفتن ، عصاره و معتصر هم - مثلى است براى خير و عطاء . انّه لكريم العصارة و كريم المعتصر : جوانمردى است دانا و بخشنده ( اساس البلاغه - 304 - شرح قاموس فيروزآبادى صحاح جوهرى - لسان العرب 4 / 578 - مقائيس اللّغه 4 / 342 ) . ( 2 ) روزگاران گواه است كه انسان در زيانكارى است مگر كسانى كه ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند و ديگران را بحقّ و پايدارى سفارش مىكنند . ( 3 ) بذر و دانه ساقهدار و كاهدار و گياه سبز .