الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
608
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
عَصَفَتْ بهم الرّيحُ : تشبيهى به همان معنى است سعنى تند باد حوادث قدرتشان را در هم شكست و هلاك شدند « 1 » . . عصم : العَصْم : امساك يا نگه داشتن و حفظ كردن . اعْتِصَام : در آويختن و دست يازيدن ، گفت : ( لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ - 43 / هود ) يعنى چيزى نيست كه از امر خداى مانع شود و خوددارى كند . كسى كه مىگويد : معناى لا عاصِمَ - لا مَعْصُومَ است مقصودش اين نيست كه - عاصم به معنى معصوم است ، بلكه آگاهى و خبرى بر آن معنى است كه مقصود و مورد نظر است زيرا عاصم و معصوم در معنى متلازمند ، بدين معنى كه مقصود هر كدام از آنها حاصل شود مقصود ديگرى نيز با آن بدست آمده ، در آيه گفت : ( ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ - 27 / يونس ) « 2 » . اعْتِصَام : تمسّك و دست آويز چيزى است ، در آيات : ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً - 103 / آل عمران ) ( وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ - 101 / آل عمران ) « 3 » اسْتِعْصَام : استمساك ، گويى كه چيزى را طلب مىكند كه او را از گناه ورزيدن و
--> ( 1 ) عدى بن حاتم مىگويد : ثمّ اصحّوا عصف الدّهر بهم * و كذلك الدّهر حال بعد حال سپس در حالى كه به نيمروز زندگى رسيدند . حوادث روزگار سخت آنها را فرا گرفت ، طبيعت و دهر اينچنين است كه يكنواخت نيست و متغيّر است . اساس البلاغه - 303 ) . ( 2 ) تمام آيه چنين است : ( وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ . . . كسانى كه بديها را كسب كردهاند جزاء آنها مثل آن بديهاست و خوارى و زبونى آنها را فرا مىگيرد و از سوى خداى نگهدارى ندارند . ( 3 ) ( وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) كسى به به خداى متمسّك شود به راهى مستقيم هدايت شده است كه تمسّك به خداى همان ذكر و ياد و عمل به حكم است چنان كه گفت : ( فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى - 256 / بقره ) آنها كه به طاغوت كفر مىورزند و بخداى .