الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

593

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

او گران و سنگين است از بس دوستدار مؤمنين است ) . عَزَّهُ كذا : بر او چيره شد . مىگويند : مَنْ عَزَّ بَزَّ : هر كه غالب آمد برد « 1 » . و در آيه : ( وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ - 23 / ص ) بر من چيره شده « 2 » . گفته‌اند معنايش اين است كه مىگويد برادرم در گفتگو و مخاصمت از من قويتر است . عَزَّ المطر الأرض : باران زمين را فرا گرفت . شاة عَزُوز : ميشى كه شيرش كم شده . عَزَّ الشّيءُ : آن چيز كم و نادر شد ، به اعتبار اينكه مىگويند : كلّ موجود مملول و كلّ مفقود مطلوب ( هر چيزى كه هست ، كم تقاضا است و مورد توجّه نيست و هر چيزى كه مفقود است و نيست ، پسنديده و مورد تقاضاست ) . و آيه : ( إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ - 41 / فصّلت ) كتابى است كه دريافت آن و نظيرش مشكل

--> من اعدائك فى الدّنيا و الآخرة . زيرا خداى تعالى اولياء و دوستان خويش را ذليل نمىكند هر چند كه از نظر مادّى به ابتلائات دنيايى مبتلا باشند زيرا اينها به طريق اذلال و خوارى نيست بلكه براى اينست كه در آخرت بر ديگران كرامتشان بخشد ( مجمع البيان - 1 / 428 ) . ( 1 ) ضرب المثل فوق كه در بيشتر لغت‌نامه‌ها و تفاسير ذكر شده ، نخستين بار مردى از قبيله طىء اسمش جابر بن رألان است اظهار كرده ، داستان اين است كه جابر با دو دوست ديگرش به سفر رفت تا اينكه به حومهء حيره رسيد اتّفاقا آن روز ملك حيره ، منذر بن ماء سماء - بود و آن روز ، روز قرق كردن و خلوت براى شكارش بود ( در جاهليّت ) و به آن هر كس در راهش برخورد مىكرد به قتل مىرساند ، اتّفاقا به جابر و دوستش برخورد كرد و نگهبانانش آنها را گرفتند ، منذر گفت : اكنون كه سه نفريد و عذرى هم داريد قرعه بنام هر كسى در آمد او آزاد است و دو نفر ديگر كشته مىشوند قرعه بنام جابر در آمد و آزاد شد و همين كه دو دستش را دست بسته مىبرند فرياد زد « من عزّ بزّ » كسى بر ديگران چيره و غالب شد همه چيز را برد و اين مثل شد . ( مجمع الامثال ميدانى 2 / 307 - اساس البلاغه 301 - مقائيس اللّغه - 4 / 39 ) . ( 2 ) مربوط به سخن يكى از دو مدّعى است كه داورى به حضرت داود بردند آن كه ميشى بيش نداشت گفت : برادر من مىگويد آن ميشت را بايستى به من بدهى و او در سخن گفتن و استدلال بر من غلبه كرده است .