الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

587

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

آيه : ( وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ - 199 / اعراف ) « 1 » . عُرْفُ الفرسِ و الدّيكِ : كاكل اسب و خروس . جاء القطا عُرْفا : مرغان سنگ خواره پياپى آمدند ، در آيه : ( وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً - 1 / مرسلات ) . عَرَّاف : مثل كاهن است جز اينكه - عرّاف از احوالات آينده خبر مىدهد و - كاهن - از اخبار گذشته مىگويد . عَرِيف : كسى است كه مردم را خوب مىشناسد و معرّفى مىكند ، شاعر گفت : بعثوا إليّ عَرِيفَهُم يتوسّم ( عريف و مردم شناس خود را به سويم فرستادند كه به فراست همه را مىدانست و نشان مىداد ) . عَرُفَ فلانٌ عَرَافَةً : وقتى است كه كسى به چيزى اختصاص پيدا كند و لذا - عَرِيف يعنى بزرگ و سرشناس شاعر گويد : بل كلّ قوم و إن عزّوا و إن كثروا * عريفهم بأثافي الشّرّ مرجوم ( هر قومى هر چند بزرگ و ريشه دار زياد باشند سرپرستشان در شرّ و بدى كه سپر بلاست گرفتار است ) . يوم عَرَفَةَ : روزى است كه در عرفات وقوف مىشود . و در آيه : ( وَ عَلَى ( الْأَعْرافِ رِجالٌ - 46 / اعراف ) أَعْرَاف : ديوار و حائلى است ميان بهشت و دوزخ . اعْتِرَاف : اقرار كردن ، و اصلش اظهار شناخت گناه است كه ضدّش - جحود - يا انكار مىباشد . در آيات :

--> ( 1 ) در بارهء مشركين و كفّار است كه مىگويد : هر گاه به هدايت دعوتشان كنى نمىشنوند و نمىنگرند و حقيقت اين است كه نمىبينند سپس مىگويد : ( خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ - 199 / اعراف ) به نيكى از آنها درگذر و به خوبى امر كن و از نادانان روى بگردان .