الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
588
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ - 11 / ملك ) ( فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا - 11 / غافر ) . عرم : العَرَامَة : زشت خويى و سخت گيرى در اخلاقيات و اظهار كردن بدخلقى در عمل . عَرَمَ فلانٌ : سخت بد خو شد . عَارِم و عَرِمٌ : زشت خوى . عُرَامُ الجيشِ : فزونى و صلابت لشگر . در آيه : ( سَيْلَ الْعَرِمِ - 16 / سباء ) « 1 » گفته شده مقصود - سيل الأمر العرم - است يعنى طوفان و سيلى كه كارش و اثرش بسيار ناگوار و سخت بود و نيز گفتهاند - عَرِم - سدّ آبى است ، و همچنين - عَرِم موشهاى نرينه صحرايى ، چون آن موشها در آن سدّ نقب زدند و سوراخش كردند و لذا سيل جارى شد و نام سد به آن منسوب شده است . عري : عَرِيَ من ثوبه يَعْرَى : از جامهاش برهنه و عريان شد . عَارٍ و عُرْيَان : شخص برهنه . در آيه گفت : ( إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى - 118 / طه ) ( خطاب به آدم است كه مىگويد براى تو اين نعمت هست كه در بهشت نه
--> ( 1 ) ياقوت حموى مىگويد : عرم با فتحه اوّل و كسرهء دوّم كه در آيهء قرآن هم به آن اشاره شده است كه : ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ - 16 / سباء ) بگفتهء ابو عبيده : عرم جمع - عرمة است كه همان سكر و مسنّاة ( سدّهاى خاكى و سنگى است ) و به وسيله آنها آبها را سد مىكنند گفته شده - عرم - نام درهاى است كه از آنجا سيل مخصوص عرم سد را سوراخ كردند و نيز عرم - به معنى باران شديد . و همچنين - عرم اسم درهاى كه از - ينبع - ( در قسمت شمالى كوه رضوى قرار دارد ) جارى مىشود براى كسى كه از مدينه به سوى دريا برود كه هفت منزل است . و نيز گفته شده - ينبع - دژى كه نخلستانها و آبها و كشتزارهاى فراوان داشته و همان جايى است كه علىّ بن أبي طالب ( ع ) وقوف كرده است ، و فرزندش را بر آنجا گمارده . ابن دريد مىگويد : ينبع - ميان مكّه و مدينه است و از جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) نقل شده است كه پيامبر ( ص ) آنجا را به صورت اقطاع به على ( ع ) داد . ( معجم البلدان - 5 / 450 ) .