الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
553
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
كه از بيخ و بن بركنده شده ، اشاره به تمدّن اقوامى است كه در اثر فساد ، نابود شده و به هلاكت رسيدهاند ) . عَجْز - اصلش درنگ كردن و تأخير از چيزى است كه حصول و دركش در ذيل واژه - دبر - يادآورى شد . واژه عجز - در سخن معمولى اسمى است براى كوتاهى كردن از انجام كار و نقطهء مقابل قدرت و توانايى است گفت : ( أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ - 31 / مائده ) ( سخن يكى از پسران آدم است پس از اينكه ديد كلاغ زمين را گود مىكند ، مىگويد : آيا من از اين كلاغ ناتوانترم ؟ ! ) . ( أَعْجَزْتُ فلاناً و عَجَّزْتُهُ و عَاجَزْتُهُ : او را ناتوان ساختم ، در آيات : ( وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ - 2 / توبه ) ( وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ - 22 / عنكبوت ) ( وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ - 51 / حجّ ) كه - مُعَجِّزِينَ - هم خوانده شده ، پس - مُعاجِزِينَ - يعنى كسانى كه مىپندارند و مىانديشند كه ما را ناتوان مىكنند ، زيرا چنين حساب كردهاند كه بعث و نشورى براى آنها ، كه پاداش و مجازاتشان دهد نيست و اين معنى : در آيه : ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا - 4 / عنكبوت ) هست ولى - اگر - مُعَجِّزِينَ - خوانده شود ، يعنى كسانى را كه پيرو پيامبر ( ص ) هستند به عجز نسبت مىدهند ، مثل واژههاى - جهّلته و فسّقته : يعنى به نادانى و فسق نسبتش دادم . و نيز گفته شده معنى - مُعاجِزِينَ - مثبّطين است يعنى مردم را از پيامبر ( ص ) مانع مىشوند و باز مىدارند ، چنان كه در آيه : ( الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ - 45 / اعراف ) اشاره شده است . عَجُوز : پير و ناتوان ، بخاطر عجز و ناتوانيش در بيشتر كارها در آيات : ( إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ - 171 / شعراء ) ( أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ - 135 / صافّات )