الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

537

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ظَهَرَ الشّيءُ : اصلش اين است كه چيزى از ظاهر زمين بدست آيد و پنهان نباشد و واژه - بطن - چيزى كه آشكارا و با چشم يا عقل احساس شود به كار رفته است ، واژه ظهر سپس به هر چيزى كه ديده و درك شود به كار مىرود در آيات ( أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ 26 / غافر ) ( ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ 151 / انعام ) ( إِلَّا مِراءً ظاهِراً - 22 / كهف ) « 1 » ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا - 7 / روم ) آيهء اخير يعنى امور دنيايى را بدون امور اخروى مىدانند و مىفهمند العلم الظَّاهِر و الباطن : گاهى اشاره به معارف ارزشمند و علوم غيبى است و گاهى اشاره به علوم دنيايى و علوم اخروى است در آيه : ( باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ - 13 / حديد ) « 2 » . و آيه : ( ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ - 41 / روم ) يعنى فساد شيوع يافت و زياد شد . و آيه : ( نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً - 20 / لقمان ) مقصود از نعمت ظاهر ، چيزهايى است كه به آنها آگهى داريم و واقفيم ، امّا نعمت باطنى آن چيزيهائى است كه شناخته‌ايم و در آيه : ( وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها - 34 / ابراهيم ) به آنها اشاره شده است . و آيه : ( قُرىً ظاهِرَةً - 18 / سباء ) كه به ظاهر آن حمل شده است و گفته شده اين

--> ( 1 ) اين مردم كه همان ناباوران به اللَّه و قيامت هستند تنها ظاهرى از دنيا را ديده‌اند و از آخرت غافلند ، گويى كه از ظواهر پديده‌ها در گذشتن و باطن عالم و جهان را ديدن مساوى با يافتن آخرت است ، و در دنيايى امروز ما ماترياليست‌ها يا كسانى كه به اصالت مادّه در جهان قائلند و مردمى ظاهر نگر و يك بعدى و كوتاه بين هستند بخاطر اكتفاء كردن به همين ظواهر زندگى از ديدن و حقايق جهان ناآگاه و غافلند و حال اينكه همه دگرگونىها و پديده‌ها ريشه در باطن دارند و در انسان هم اراده و روح و علم و ايمان است كه تعيين كننده و زير بناى حيات اوست . ( 2 ) آيه 13 / حديد است كه مىگويد : هنگامه‌اى كه دو رويان به كسانى كه مؤمنند مىگويند صبر كنيد تا ما هم از نور وجودتان بهره‌مند شويم به آنها گفته مىشود به پشت سر خويش برگرديد كه چگونه خود را در ظلمت و تاريكى نفاق گرفتار كرده‌ايد كه ناگهان ديوارى و حائلى ميانشان برآرند كه درى دارد كه داخلش رحمت و بيرون آن عذابى سرشار است .