الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
538
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
عبارت مثلى است براى دگرگونيها و حالاتى كه إن شاء اللَّه به بعد از اين كتاب اختصاص مىيابد « 1 » . و آيه : ( فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً - 26 / جنّ ) كسى بر آن مطّلع نيست . و آيه : ( لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ - 33 / توبه ) « 2 » و صحيح است كه - ظهره - از نمايان شدن و سر آمدن باشد
--> ( 1 ) موضوعى كه راغب اصفهانى رحمه اللَّه آن را به بعد موكول كرده مربوط به تمدّن قوم سباء و نابودى آن تمدّنهاى بزرگ در اثر كفران و ستمكارى است كه آثار باقيمانده آن را خداوند براى عبرت كفر پيشگان يادآورى مىكند و مىگويد آثار ظاهرىشان دلالت بر گذشته آنها دارد . ( 2 ) حقيقت اين است كه در تفسير آيات قرآن هرگز نبايستى بدون توجّه به آيات قبل و بعد هر آيه چه در آن سورهاى كه آن آيه ذكر شده و چه مفاهيم آن آيه در ساير سورهها بطور مجرّد تفسير نمود ، بلكه آيات قرآن همچون دانههاى زنجير بهم پيوسته است ، در آيه فوق با توجّه به آيات قبل و بعد آن مىفهميم كه خداوند به پيامبرش وعده مىدهد كه نمىگزارد مشركين ، كفّار ، يهود و نصارى ، دين اسلام را كه همان نور خداست و دين حقّ است خاموش كنند بلكه : ( إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ - 32 / توبه ) يعنى جز اينكه خداوند آن را تمام خواهد كرد و دين خدا چه از نظر حكم و چه از نظر پياده شدن و عمل به آن بوقوع خواهد پيوست و اين خود يكى از مغيبات قرآن است . امّا اتمام و اكمال دين كه همان : ( عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ - 33 / توبه ) است در آخرين آيهاى كه بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد ، فرمود : ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً - 3 / مائده ) و باز فرمود : ( الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا - 3 / مائده ) پس تا نزول تمامى آيات قرآن خداوند بر تمام دين و نور خود ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را با دلايل ، و براهين و بيّنات حمايت و غلبه داده است . ديگر اينكه « دين » يكى بيش نيست و در قرآن هم واژه دين به لفظ جمع نيامده است بديهى است با اكمال آيات قرآنى و نزول آن پيوستگى سلسله انبياء كه همگى رسالت ابلاغ دين خدا را داشتهاند به صورت حكم و قانون به اتمام رسيده . امّا از جهت عملى و اينكه بر پهنهء زمين جز اسلام دينى و پرچمى و حكومتى نباشد همين است كه از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « ذلك يكون عند خروج المهدى من آل محمّد فلا يبقى احد الا اغرّ بالإسلام » . سدى و كلبى مىگويند : لا يبقى دين الّا ظهر عليه الاسلام و سيكون ذلك . و از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود : « لا يبقى على ظهر الارض بيت مدر و لا و بر الا ادخله اللَّه كلمة الاسلام امّا بعزّ عزيز و امّا بذلّ ذليل . . . » . يعنى بر پشت و پهنهء زمين خانهاى در شهرها و روستاها ( مدر - و بر ) باقى نمىماند مگر اينكه خداوند كلمه اسلام را يا با عزّت و يا با تمكين قهرى بر آنان داخل مىكند كه گفته شده ضمير ( ه ) در ( لِيُظْهِرَهُ - 33 / توبه ) به پيامبر برمىگردد يعنى خداوند تمامى دين را كه از زبان ساير انبياء و نيز او بيان شده او را آگاه مىكند تا اينكه چيزى بر او پوشيده نماند . ( مجمع البيان 5 / 25 / - سه حديث فوق از اين مآخذ است ) .