الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

524

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

فلانٌ كليلُ الظُّفُرِ : او سست و زبون است . ظَفَرَهُ : چنگ و ناخن خود را در او فرو برد . أَظْفَرُ : بلند ناخن . ظَفَرَة : ناخنك و گوشه چشم ، كه ديدگان را مىپوشاند و زحمت مىدهد و در سختى تشبيهى است به ناخن . ظَفِرَتْ عينُهُ : چشمش گوشه درآورد . ظَفَرٌ : پيروزى و رستگارى ، و اصلش از - ظَفَرَهُ عليه - است ، يعنى چنگالش را در او فرو برد بر او چيره شد ، در آيه گفت : ( مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ - 24 / فتح ) ( پس از اينكه شما را بر ايشان پيروزى داد ) . ظلل : الظِّلُّ : سايه و تاريكى ، ضدّ روشنايى كه اعمّ از واژه - فيء - و فراگيرتر از آن است . ( فيء : سايه آفتاب از ظهر تا غروب و - ظلّ - سايه از پگاه تا شامگاه ) . گفته مىشود . ظِلُّ اللّيلِ و ظِلُّ الجنّةِ سايه و تاريكى شب و سايه بهشت . بهر كجايى كه نور خورشيد نمىرسد ظلّ و سايه گفته مىشود ، ولى - فيء - جز از زوال خورشيد به بعد گفته نمىشود ( از نيمروز ببعد تا شامگاه ) از واژه - ظِلّ - به عزّت و مناعت طبع و فراخى زندگى نيز تعبير مىشود ، در آيه گفت : ( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ - 41 / مرسلات ) يعنى در عزّت و مناعت . و آيه : ( أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها - 35 / رعد ) ( خوردن در آن بهشت و آسايش آن دائمى است ) . و آيه : ( هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ - 56 / يس ) ظَلَّلَنِي الشّجرُ و أَظَلَّنِي : آن درخت بر من سايه انداخت . و گفت : ( وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ - 57 / بقره ) ( خطاب به بنى اسرائيل است كه مىگويد در آن بيابان سوزان ابرها بر شما سايه انداختند ) . أَظَلَّنِي فلانٌ : مرا حفظ و پاسدارى كرد و مرا در سايه عزّت و بزرگوارى خود قرار