الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
525
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
داد و در پناه گرفت . و آيه : ( يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ - 48 / نحل ) يعنى ايجاد نمودن و آفرينش سايهء وجودى پديدهها كه دلالت بر يگانگيش دارد و از حكمتش خبر مىدهد « 1 » . و در آيه : ( وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ . . . تا . . . وَ ظِلالُهُمْ - 15 / رعد ) حسن گفته است : سايه تو خداى را سجده مىكند و امّا تو كفر مىورزى ( سايهء وجودى پديدهها ، خواه ناخواه تابعى از وجود آنها است كه تكوينا در همان طريقى عمل مىكنند كه خداوند آنها را آفريده و انحراف از آن سرشت و نهاد طبيعى ندارند ولى خود انسان با اختيار و ارادهاى كه دارد و بايستى با انتخاب راه و عبادت خداى را سجده كند گستاخى مىورزد ) .
--> ( 1 ) سايه وجود پديدههاى عالم كه همگى از يك سنّت پيروى مىكنند و تسليم فرمان الهى هستند يكى از دلايل بزرگ توحيد و يگانگى آفريدگار جهان است مانند سنت زايش - رويش - فرسايش و والايش و همچنين قانون جهان شمول حركت كه سايهاش سراسر عالم وجود را فرا گرفته در آيه فوق به خوبى بيان شده است كه سپس مىگويد - همه با كمال تسليم و فروتنى به سجده خداوند مشغولند و هر چه در آسمانها و زمين هست از جنبندگان و فرشتگان همه بدون استكبار و تكبّر در راه كمال وجود آن بر آن سرشته ، و آفريده شدهاند به سجده حقّ مشغولند و بگفتهء سعدى كوه و دريا و درختان همه در تسبيحند * نه همه مستمعى فهم كند اين اسرار و يا تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس * هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد و بگفتهء مولوى : چون سبح كردهاى هر چيز را * ذات بى تميز و با تمييز را هر يكى تسبيح بر نوع دگر * گويد او از حال آن ، اين بى خبر آدمى منكر ز تسبيح جماد * و ان جماد اندر عبادت اوستاد و باز در مورد راز سايههاى موجودات و پديدهها كه همان حقيقت وجودى آنها است مىگويد : جزء عقل اين از آن عقل كل است * جنبش اينسايه زان شاخ گل است سايهاش فانى شود آخر در او * پس بداند سرّ ميل و جستجو پس سايهها كه نمايانگر هويّت اشياء است روزى در حقيقت كلى مانند قطرات آب به درياى حقيقت مىرسند و آنگاه - ( وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ) و در حديثى آمده است كه - كافر به غير خدا سجده مىكند و سايهاش خداى را سجده مىنمايد - و اين اشاره به همان اختيار و انتخاب انسان در راه كفر است ، در حالى كه حقيقت وجوديش گوياى توحيد و آفريدگار است .