الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

501

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ - 10 / انفال ) ( وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي - 260 / انفال ) ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ - 27 / فجر ) و اين همان نفسى است كه : ( امّارة بالسّوء ) يعنى امر كننده به زشتى بازنمىگردد . خداى تعالى گويد : ( أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ - 28 / رعد ) كه آگاهى و هشدارى است بر اينكه با معرفت خداى تعالى و افزونى از عبادت اوست كه اطمينان خاطر و آرامش نفس و جان حاصل مىشود و همان است كه در آيه : ( وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي - 260 / بقره ) خواسته شده است « 1 » و در آيات : ( وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ - 160 / نحل ) « 2 » ( فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ - 103 / نساء )

--> ( 1 ) اين تفسير كه در مورد توجّه راغب رحمه اللّه است از سخن حضرت ابراهيم و موضوعى است شايستهء دقّت ، چرا كه ابراهيم خليل الرّحمن و بت شكن اگر دلش به ايمان مطمئنّ نبود و قلبى استوار در راه توحيد نمىداشت آنچنان اعمالى را يك تنه در برابر تمام بت پرستان عصر خويش انجام نمىداد و همين كه از خداوند زنده كردن مردگان را مىخواهد و مورد خطاب قرار مىگيرد كه مگر ايمان نياورده‌اى ؟ پاسخ مىدهد چرا ايمان دارم ولى توفيق معرفتى و عبادتى فزونتر را آرزومندم تا بيش از پيش از آن راه آرامش خاطرم افزون شود . پس راهى براى وصل به چنان سعادت و سرنوشتى و يقينى فزونتر به معاد ، بطورى كه كاملا مورد قبول دل و فطرت باشد جز از راه شناسايى خداى و پرستش و عبادت دائم ميسور نيست چنان كه آخرين شرط در بارهء رستگاران و انسان را عبادت دائمى قرار داد و فرمود : ( إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ، إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ وَ الَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ . . . - 19 - 26 / معارج ) : انسان حريص و آزمند ، آفريده شده همين كه بدى به او مىرسد جزع و بى تابى مىكند و همين كه مالى و خيرى به او مىرسد بخل و تكبّر مىورزد مگر نماز گزاران و همانها كه پيوسته و دائم نماز گزارند و در اموالشان حقّ سائل و محروم معيّن است و روز جزا را تصديق مىكنند و باور مىدارند پس براى اعتقاد يقين به معاد به غير از توجّه به زنده شدن طبيعت بعد از هر خزان راهى ديگر هست و آن معرفت روز افزون در بارهء خداى و عبادت بسيار است . ( 2 ) از اين آيه اساس و پايهء ايمان كه همان راسخ بودن در آن است به خوبى فهميده مىشود كه اگر همچون عمّار ياسر و بلال كه الگو و مورد شأن نزول اين آيه هستند سراسر وجودشان از ايمان به اللّه سرشار باشد ولى با اكراه و اجبار به گفتن كلمه‌اى وادار شوند از رديف دروغگويان كه در آيهء قبل ذكر شده خارج هستند مىگويد دروغگويان كسانى هستند كه به آيات خداى ايمان نياوردند و آنها دروغگو هستند ولى كسانى هستند كه به آيات خداى ايمان نياورداند و آنها دروغگو هستند ولى كسى كه بعد از ايمان به خداى با .