الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
495
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
طلع : طَلَعَ الشّمسُ طُلُوعاً و مَطْلَعاً ، در آيات : ( وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ - 30 / طه ) ( حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ - 5 / قدر ) ( مَطْلِع : جاى طلوع است ، در آيه : ( حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ - 90 / كهف ) « 1 » . و از اين معنى به صورت استعاره ، عبارت : طَلَعَ علينا فلانٌ و اطَّلَعَ - به كار مىرود يعنى او متوجّه ما شد و اطِّلَاع يافت در آيات : ( قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ - 45 / صافّات ) ( فَاطَّلَعَ - 55 / صافّات ) ( فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى - 37 / غافر ) « 2 » ( أَطَّلَعَ الْغَيْبَ - 78 / مريم )
--> ( 1 ) اشاره به حركت ذو القرنين به سوى مشرقى است كه او آنجا را جايگاه طلوع خورشيد مىپنداشت و سپس به آنجا حركت كرد و دريافت كه آنجا جاى طلوع نيست بلكه جايى است كه خورشيد بر مردمى مىتابد ، از اين مفهوم عالى قرآن دانسته مىشود هر مشرقى كه پنداشته شود آنجاى جاى طلوع است سرزمينى است يا اقيانوسى با مردمى كه در آنجا زندگى مىكنند و اين همان كروى بودن زمين است كه خداوند با عبارت ( وَجَدَها - 90 / كهف ) آن را اشاره مىكند . روش قرآن و كتاب الهى در مفاهيم كلّى و علمى اين است كه با كلمهاى و عبارتى آن مفاهيم را اشاره مىكند مثلا هر جا مفهوم و محتواى آيه موضوعى علمى است با عبارت ( لِلْعالِمِينَ يا يَعْلَمُونَ ) و هر كجا موضوعى است محسوس كه لازمهاش تفكّر است ( يَتَفَكَّرُونَ ) و هر جا كه پاى انديشه و عقل و خرد در ميان است با عبارت ( يَعْقِلُونَ ) آيه را پايان مىدهد و در آيه فوق ( وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ - 90 / كهف ) با شكوهترين عبارتى است در بارهء اينكه محلّ طلوع خورشيد را جايى نپنداريم بلكه مكانى بدانيم كه آنجا هم جايگاه ، و طلوعى براى خورشيد است و حال اينكه اين گونه انسانهاى مغرور و غافل اگر كمترين توجّهى به طپش قلب و بهم خوردن پلكها و باز و بسته شدن ريه خويش و حتّى نگاهى به سر انگشتان عبرت انگيز خويش بنمايند مىفهمند كه خود به خود چنين دستگاه با عظمت سرهم بندى نشده بلكه اين تجلى « اللّه » است كه در سراسر وجود و پهنه جهان با عظمت با نظم و ترتيب خاصّى گسترده است و بايد گفت : حضورى گر همى خواهى از او غائب مشو حافظ - و يا - بى دلى در احوال خدا با او بود * او نمىديدش و از دور خدايا مىكرد و اين نداى جهانى قرآن است كه مىگويد : ( وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ - 16 / ق ) آب در كوزه و ما تشنه لبان مىگرديم * يار در خانه و ما گرد جهان مىگرديم . ( 2 ) سخن ابلهانه فرعون است كه مىپندارد بايستى از نردبان بالا برود تا بر خداى موسى آگاه شود كه در عصر ما هم منكر خدائى كه در آسمان پيما نشسته بود سخن فرعون را تكرار كرد و طولى نكشيد كه دست .