الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

466

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مِضْمَار : « 1 » محلّ اسب دوانى و جاى تمرين دادن اسبها . ضَمِير : چيزى است كه قلب و خاطر آن را در برگرفته و در نگهدارى و وقوفش دقّت مىكند . نيروى حافظه هم به همين جهت - ضَمِير - ناميده شده كه نگه دارنده خاطره‌هاست . ضنن : در آيه گفت : ( وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ - 24 / تكوير ) « 2 » يعنى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بخيل و تنگ نظر نيست . الضِّنَّة : بخل نمودن به چيزى با ارزش ، از اين روى گفته شده : عِلْقُ مَضَنَّةٍ و مَضِنَّةٍ : چيز قيمتى و نفيسى است كه مورد بخل است . فلانٌ ضِنِّي بين أصحابي : او در ميان يارانم با ارزش است كه به او بخل مىورزم ؟ « 3 » ضَنَنْتُ بالشّيء ضَنّاً و ضَنَانَةً - كه ضَنِنْتُ - هم گفته شده يعنى به آن چيز بخل

--> ( 1 ) در نهج البلاغه از على عليه السّلام در خطبه‌اى كه به گفته ابن ابى الحديد خطبه شارح نهج البلاغه يازده هشدار و تنبيه در آن هست چنين آمده است : « ألا و انّ اليوم المضمار و غدا السّباق و سبقة الجنّة » . يعنى آگاه باشيد كه امروز يعنى حيات دنيا روز عمل است و فردا كه حيات آخرت است هدف و مقصد مسابقه و رستگارى است كه بهشت نقطهء پايانى مسابقه و حركت و سفر است . در كلام امير المؤمنين عليه السّلام مضمار ، و سباق به صورت استعاره به كار رفته است ، كه - مضمار - اسم مكانى است كه ستوران سواركارى در آنجا بدنشان ساخته و پرداخته مىشود تا زياد فربه نشوند و بتوانند در مسابقات شركت كنند . كه على عليه السّلام چنين واژه مناسبى را براى حيات دنيا كه نه جاى پروريدن تن و نه جاى رفاه و عيّاشى ، و خوشگذرانى است استعاره نموده و اين كلمه خود هشدارى است بر دنيا خواران و دنيا پرستان . ( نهج البلاغه صبحى الصّالح خطبه 28 / 71 ) . ( 2 ) ضنين - در آيه فوق به معنى بخيل است بنا به گفته شيخ طريحى به نقل از مجمع البيان : علماء بصره و ابن كثير و كسائى - بظين - خوانده دليل اينكه ضنين با حرف ( ظ ) است از عبارتى است كه مىگويند - ظننت اى اتّهمت به اين معنى كه پيامبر نسبت به آنچه را كه از جانب خدا و وحى مىگويد اتّهام و دروغ بر خود نمىبندد . و اگر با حرف ( ض ) يعنى - بضنين - خوانده شود يعنى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله همچون كاهن‌ها و علماء معروف بشرى نيست كه هر چه مىداند همه را به ديگران نگويد و نرساند بلكه تمام وحى را بدون يك حرف كم و زياد با شرح صدر ابلاغ مىكند . ( 3 ) و حديثى در صفات مؤمن آمده است كه مؤمن در دوستى نسبت به احدى شتاب نمىورزد براى .