الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

467

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ورزيدم . ضنك : آيه : ( مَعِيشَةً ضَنْكاً - 124 / طه ) يعنى زندگى مشكل و سخت « 1 » . ضَنُكَ عَيْشُهُ : زندگيش سخت شد . امرأةٌ ضَنَّاكٌ : زن درشت اندام . الضُّنَاكُ : زكام و سرماخوردگى . مَضْنُوك : شخص سرما خورده . ضهي : آيه : ( يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا - 3 / توبه ) در سخن گفتن با كفّار همسانى و همزبانى مىكنند ، گفته شده اصلش با همزه است كه آنطور هم خوانده شده . ضَهْيَاء : زنى كه دشتان و حائض نمىشود ، جمعش - ضُهًى - است . ضير : الضَيْر : همان مضرّت و زيان است ، فعلش ضَارَّهُ و ضَرَّهُ است - در آيه گفت :

--> اينكه برادران صديق و با وفا همواره كم‌اند و از سخنان على عليه السّلام بعد از داستان تحكيم اين است كه فرمود : « حتّى ارتاب النّاصح بنصحه و ضنّ الزّند بقدحه » يعنى طورى شد كه اندرزگو و نصيحت كننده شكّ و ريب در سخنش مىداشت و آتشزنه هم از روشن كردن آتش بخل مىكرد . ( مجمع البحرين 6 / 276 / مجمع البيان 10 / 445 ) . ( 1 ) شيخ طريحى در ذيل واژه - ضنك در آيه : ( وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً - 124 / طه ) مىنويسد ، يعنى كسى كه از دين ، روى گرداند ، آزمندى شديد و حرص دنيا بر او چيره مىشود ، بطوريكه دستش از بخشش و انفاق بسته مىشود و بخل مىورزد ، لذا دنيا بر او تنگ و سخت گشته و نفس لوّامه و ملامتگر ، جهان را بر او تيره و تار مىكند و در قيامت با كورى و يا نابينائى از هدايت و حجّت و دليل محشور مىشود كه بدترين كورى است ، و در دعا آمده است كه : « اللّهمّ اجعل لى من كلّ ضنك مخرجا » يعنى : خدايا از هر سختى مرا در امان نگهدار و بيرون آر . ( مجمع البحرين 5 / 281 ) .