الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

455

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

معرفه مىشود « 1 » . مثل اينكه مىگويى : رأيت رجلا ، قال لي الرّجل كذا : مردى را ديدم و آن مرد

--> ( 1 ) آيه : ( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً - 5 و 6 / شرح ) و آيه : 54 / روم كه قبلا نوشته شده و سه بار واژه - ضعف - و دو بار واژه - قوّة - به صورت نكره آمده و مؤلّف محترم ( ره ) معانى مختلف آنها را با توجّه به متعلّقات قبليشان تفسير نموده يكى از نكات دقيق علمى است . قاعدهء فهم آن اين است كه اگر متعلّق كلمه‌اى كه تكرار شده يك چيز باشد مثل - العسر - در آيه ، مقصود دو - يسر - يعنى دو آسايش است چون - يسر - دوّم هم نكره است و متعلّق آن كه - العسر - است تكرار شد ، هر گاه متعلّق كلمه‌اى كه به صورت نكره تكرار شده است دو چيز باشد مثل آيه : ( وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ 840 زخرف ) كه - فِي السَّماءِ و فِي الْأَرْضِ - دو چيز است بنابراين - إِلهٌ كه با تنوين تمكين تكرار شده يك حقيقت و اشاره به يك مفهوم است ، يعنى او خداى يگانه‌اى است كه در آسمان - إله - است و در زمين هم - إله است در درياها - إله - است و در صحراها هم - إله - است . و اين نكتهء دقيق علمى و رفع مشكل لفظى و مفهومى از حضرت صادق عليه السّلام در پاسخ ابو شاكر ديصانى به هشام بن حكم است كه شرحش در مقدّمه كتاب آمده است و آيهء فوق بسط معبوديّت خداى را اشاره مىكند . ( كافى اواخر - باب التّوحيد ) فِي الْأَرْضِ ، هم صلهء الَّذِي است يعنى خداوند در آسمان و زمين و در تمام جهان همان إله است كه معبود است ، اشتباه ديصانى منش‌ها اين است كه براى فهم قرآن به جميع آيات قرآن احاطه كلّى و موضوعى ندارند و از قواعد و اصولى كه بايستى از خود قرآن استدلال و درك شود بى اطّلاعند . ابو محمّد عبد اللّه معروف به ابن هشام در كتاب معنى اللّبيب پس از اينكه براى تنوين پنج مورد ذكر مىكند مىنويسد : ابن خبّاز در شرح - جز وليّه - گفته است : انّ اقسام التّنوين عشره و سپس ده نوع تنوين او را بدين ترتيب ذكر مىكند . 1 - تنوين تمكين ، متعلّق به اسم معرب منصرف . 2 - تنوين مقابله ، بجاى نون جمع در جمع مؤنّث سالم . 3 - تنوين عوض ، از حرف اصلى مثل ( جوار ) كه ( جوارى ) بوده . 4 - تنوين تفخيم در اسم علم مثل بمحمّد و على . 5 - تنوين مصدرى كه نوعيّت را مىرساند مثل ضربه ضربا . 6 - تنوين نكره در اسامى نامشخّص . 7 - تنوين وحدت مثل آيه : ( أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ) . 8 - تنوين ترنّم ، كه به قافيه‌هاى شعرى به جاى اطلاق در مىآيد ( ا - و - ى ) در قافيه اشعار حروفى را اطلاق گويند كه غير از حرف اصلى كلمه است . 9 - تنوين ضرورت كه به كلمات غير منصرف ملحق مىشود . 10 - تنوين در مناداى مضموم مثل : سلام اللّه يا مطر عليها * و ليس عليك يا مطر السّلام ( مغنى اللّبيب - 343 ) .