الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
456
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
آنچنان به من گفت ( كه - رجل - در دو عبارت يك فرد است بار اوّل نكره و بار دوّم معرفه آمده چون منظور همان مرد بوده ) . و هر گاه واژه - رجل - دربار دوّم هم به صورت نكره ذكر شود مقصود غير از اوّل اراده شده ( مثل عبارت - رأيت رجلا فقال لى رجل ) مقصود از رجل دوّم همان مرد اوّل نيست از اين روى ابن عبّاس در آيه : ( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً - 5 و 6 / شرح ) گفته است : لن يغلب عسر يسرين . : يعنى : هرگز يك سختى بر دو آسانى و سهولت غالب نمىشود . ( هر دو عسر - در آيه چون معرفه است به يك معنى و يك بار است ولى - يسر - چون نكره است دوّمى غير از اوّلى و دو آسايش در برابر يك سختى است ) . و آيه : ( وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً - 28 / نساء ) پس ناتوانى و ضعف انسان همان نيازهايى است كه موجودات برتر يا فرشتگان آن نيازها را ندارند و از آنها بىنيازند . در آيه : ( إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً - 76 / نساء ) كيد و مكر شيطان براى كسانى ضعيف است كه از خدا پرستان و عباد اللّه هستند كه در آيه : ( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ - 42 / حجر ) از آنها سخن گفته است ( به حقيقت كه براى تو تسلّط و چيرگى بر بندگان من نيست ) واژه - ضِعْف - از الفاظى است كه مفاهيمى نزديك بهم دارد كه وجود هر معنى ، معنى ديگرى را نيز اقتضاء مىكند مثل واژههاى نصف و زوج كه تركيبى متساوى در مقدار است و مخصوص عدد و ارقام . پس اگر گفته شود - أَضْعَفْتُ الشّيءَ و ضَعَّفْتُهُ و ضَاعَفْتُهُ : يعنى مثل آن را به او ضميمه كردم پس افزون شد . بعضى گفتهاند - ضَاعَفْتُ - از - ضَعَّفْتُ - بليغتر و رساتر است و لذا بيشترشان آيات : ( يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ - 30 / احزاب ) يعنى : ( اى زنان پيامبر هر يك از شما اگر كار زشت مسلمى را انجام دهد عذابش دو برابر افزون شود ) .