الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
454
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي - 150 / اعراف ) ( سخن هارون برادر موسى است كه نتوانست از گوساله پرستى آنها جلوگيرى كند و مىگويد : مرا استضعاف كردند ) واژه - استضعاف - نقطه مقابلش - استكبار - است در آيه : ( قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا - 33 / سباء ) خداى تعالى گويد : ( اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً - 54 / روم ) . دوّمين واژه - ضعف - در آيه اخير غير از مفهوم ضعف اوّلى و سوّمى است ، اينكه مىگويد : ( خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ - 54 / روم ) يعنى از نطفه يا از خاك . ضعف دوّم در آيه ، ضعف موجود در جنين و طفل است . ضعف سوّم در آيه ، ضعفى است كه بعد از سنين پيرى حاصل مىشود كه آن را با ( أَرْذَلِ الْعُمُرِ - 70 / نحل ) اشاره كرده است . امّا دو قوّتى كه در آيه هست اولى همان چيزى است كه به كودك تحرّك و هدايت و طلب كردن شير و غذا و قدرت دفع اذيّت از نفس خويش با گريه كردن قرار داده است . دوّمين واژه قوّه - در آيه همان است كه بعد از بلوغ براى انسان حاصل مىشود و دلالت دارد بر اينكه هر يك از واژههاى ضعف اشارهاى است به حالتى غير از حالت اوّلى . دلالت اين است كه ، ذكر و يادآورى آن واژه به صورت نكره است ، زيرا هر اسم نكرهاى اگر اعاده و تكرار شد و همان معنى اوّل در تكرار آن منظور باشد بار دوّم
--> فرشتگان به آنها مىگويند در چه موقعيّتى بوديد مىگويند ما در زمين مستضعفين بوديم ، مىگويند آيا زمين خدا وسيع نبود كه در آن مهاجرت كنيد پس جايگاهشان دوزخ است كه بد بازگشتنى است .