الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

451

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا - 57 / زخرف ) ( ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا - 58 / زخرف ) ( آن مثلى كه زدند و گفتند كه خدايان ما بهترند يا او ، جز براى جدل و ستيزه نبود زيرا آنها گروهى ستيزه جويند ) و ( وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا - 45 / كهف ) . ( أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً - 5 / زخرف ) ( آيا چون گروهى اسراف كاريد ما يادآورى و تذكار را از شما باز داريم و در گذريم ) . مُضارَبَة : نوعى از تجارت است . مُضَرَّبَة : لباس دوخته شده با دوخت و خطوط زياد . تَضْرِيب : برانگيختن و تشويق ، گويى كه تشويقى است بر سفر دور و دراز در زمين . اضْطِرَاب : زياد اين طرف و آن طرف در زمين راه رفتن كه از همان الضّرب في الأرض است . اسْتِضْرَاب النّاقةِ : فحل و گشن خواستن شتر مادينه . ضرع : الضَّرْع : پستان شتر ، گوسفند و غير از آنها . أَضْرَعَتِ الشّاةُ : شير گوسفند بخاطر نزديكى زائيدنش در پستانش رسيد ، مثل : أَتْمَرَ و أَلْبَنَ : خرما و شيرش رسيد و زياد شد . شاةٌ ضَرِيعٌ : گوسفند بزرگ پستان . و امّا آيه : ( لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ - 6 / غاشيه ) . گفته شده - ضَرِيع - گياه تلخ خشك است يا گياهى سرخ رنگ بدبو ( كه شتران آن را نمىخورند ) و آن را در دريا مىاندازند ، هر چه كه باشد - ضريع - در آيهء اخير اشاره به چيزى زشت و منكر است .