الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
452
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ضَرَعَ إليهم : نوزاد حيوان پستان مادرش را گرفت ، و از اين معنى گفته شده : ضَرَعَ الرّجلُ ضَرَاعَةً : خوار و زبون شد . اسم فاعل از اين فعل - ضَارِعٌ و ضَرِعٌ - است . تَضَرَّعَ : اظهار زارى و زبونى كردن ، در آيات گفت : ( تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً - 63 / انعام ) ( لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ - 24 / انعام ) ( لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ - 94 / اعراف ) همان - يتضرّعون است كه ادغام شده . ( فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا - 43 / انعام « 1 » مُضارَعَة : اصلش همسانى در خوارى و زبونى است ، سپس مخصوص مشاركت شده است و از اين معنى نحويّون لفظ مضارع را استفاده نمودهاند « 2 » . ضعف : الضَّعْفُ : نقطهء مقابل قوّت و نيرو است . و قد ضَعُفَ فهو ضَعِيفٌ : ناتوان شد و ناتوان است . آيه : ( ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ - 73 / حجّ ) « 3 » ضعف در حال و بدن و حالت به كار مىرود ، گفته شده : ضَعْف و ضُعْف دو واژهاند .
--> ( 1 ) آنگاه كه آيات خداوند و آنچه را كه بر آنها خوانده مىشود فراموش كردند ناگهان عذاب سخت ما به آنها مىرسد بزارى در مىآيند ولى اينان همان كسانيند كه دلهاشان با قساوت و سنگدلى خو گرفته و شيطان آنچه را كه مىكنند براى آنها آراسته و زينت مىدهد كه ناگهان به سزاى كردار شيطان گونهشان مبتلا مىشوند - 43 و 44 / انعام . ( 2 ) فعل مضارع فعلى است كه دلالت بر انجام كارى در زمان حال و آينده دارد كه گفتهاند وجه تسميه آن اين است كه با اسم فاعل در حركات و عدد حروف و صفت نكره مشابه است و چون با فعل ماضى هر دو از مصدر مشتقّ شدهاند مضارع ناميده شدهاند . ( 3 ) تمام آيه اين چنين است : اى مردم براى شما مثلى زده مىشود به آن گوش فرا دهيد كسانى و چيزهائى كه غير از خدا مىخوانيد مگس را هم نيافريدند هر چند كه همه با هم مجتمع شوند ، بتها ، طاغوتها و مورد پرستشها آنقدر ضعيف و ناتوانند كه اگر مگسى چيزى از غذاشان را بردارد و بخورد .