الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

433

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و همچنين ( فَصِرَّهُنَّ - 260 / بقره ) از - صَرِير - يعنى صدا و معنايش اين است كه آنها را صدا بزن . الصِّوَار : گلّه گوسپندان ، به اعتبار قطع و بريدن مثل - الصّرمة - يعنى گلّه و گروه و ساير اسم جمع‌ها كه در اين موارد در نظر گرفته مىشوند و معنى قطع دارند يعنى بريده و جدا شده . صير : الصِّير : دو نيمه كردن و بريدن و كج كردن و گرويدن است و از همين معنى ( فَصِرْهُنَّ - 260 / بقره ) با كسره حذف ( ص ) خوانده شده و از عبارت - صار إلى كذا - اخذ شده يعنى به آنجا رسيد و يا از صير الباب : فاصله و شكاف درب ، كه در حركت و جابجايى و بستن درب از آنجا مىنگرند . و گفت : ( وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ - 18 / مائده ) ( بازگشت به سوى اوست ) و - صَارَ - عبارت از دگرگونى از حالى به حال ديگر است . صوع : آيه : ( صُواعَ الْمَلِكِ - 72 / يوسف ) ( ظرف آبخورى ، و پيمانه‌اى است كه آن را -

--> در تفسير هم كتابى داشته كه آن را خودش ( شفاء الصّدر ) نام نهاده و كتابهاى بسيارى ديگر از قبلى ( الاشارة فى غريب القرآن ) و ( الموضع فى القرآن و معانيه ) و ( المناسك ) و ( ذمّ الحسد ) و ( دلائل النّبوة ) و ( ارم ذات العماد ) و سه معجم بنامهاى ( اوسط - اصغر - كبير ) در اسمهاى قرآن و قرائات مختلفهء آن و كتب ديگر ، در شرق و غرب كشورهاى اسلامى مسافرت كرده و در كوفه و بصره و مكّه و مصر و شام و موصل و جبال و خراسان و ما وراء النّهر از استادان استماع حديث نموده و از گروه زيادى از بزرگان اهل علم روايت كرده است . تولّدش در 265 ه - و وفاتش در 351 ه ق ، خدايش رحمت كند نقّاش منسوب به كسى است كه ديوارها و سقف اطاقها را نقّاشى مىكرده و ايشان در اوايل زندگيش نقّاش بوده و به همين شهرت معروف شده ( ابن خلكان 3 / 426 ) .