الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

406

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

خالى بودن معده و عروق از غذا هم - صَفَر - ناميده شده وقتى عروقى كه از كبد به معده امتداد دارد غذايى نيايد و انسان گرسنه باشد أجزاء معده را به خود جذب مىكند و مىمكد . لذا جهّال و عربهاى نادان معتقد بودند كه مارى در معده است كه بعضى از اجزاء پهلوها را مىگزد و دل درد ايجاد مىكند تا اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را نفى كرده و فرمود : « لا صَفَرَ » . يعنى چنين چيزى كه معتقد هستيد كه در معده مارى باشد نيست « 1 » و بر اين اساس شاعر گويد : و لا يَعَضُّ على شُرْسُوفِهِ الصَّفَرُ ( اجزاء اندرونش را گزيده‌اى نمىگزد ) . و براى تهى بودن خانه‌ها از زاد و غذا يكى از ماهها - صفر - ناميده شده كه در آن ماه به زعمشان فتنه و گرسنگى هست . الصَّفَرِيّ : نوزاد گوسفندى كه سحرگاهان يا در ماه صفر زائيده شده . صفن : الصَّفْنُ : جمع كردن ميان دو چيز و پيوستن بعضى از آن به بعض ديگر . صَفَنَ الفرسُ قوائمَهُ : اسب پاهايش را به هم چسباند . در آيات : ( الصَّافِناتُ الْجِيادُ - 31 / ص ) ( اسبان با نشاط ، و تيز تك كه در دويدن پاها را به هم نزديك مىكنند ) . ( فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافِنَ - 36 / حجّ ) ( در حالى كه به پاى ايستاده‌ايد خداى را ياد كنيد ) . صَافِن : رگى است در ميانهء پشت كه رگ قلب را پيوسته و جمع مىكند . صَفْن : پوست خصية ( پوست بيضه ) .

--> ( 1 ) تمام سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در بر طرف نمودن باورهاى جاهلانه از مردم چنين است « لا عروى و لا هامّه و لا صفر » يعنى تصوّر اينكه از سر مردگان بومى يا جغدى خارج مىشود و گزيدگى معده توسّط مار ، باطل است .