الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

394

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

تَصْرِيفُ الكلامِ : آراستن سخن « 1 » . تَصْرِيفُ الدّراهمِ : صرف كردن پول يا فروختن و مبادله آن . تَصْرِيفُ النّابِ : صداى دندان ، مثل - لَنَا بِهِ صَرِيفٌ : دندانش صدا مىكند . الصَّرِيفُ اللّبنُ : شيرى كه سرشيرش جدا شده . رجلٌ صَيْرَفٌ و صَيْرَفِيٌّ و صَرَّافٌ : مردى كه پولها را تعويض و مبادله مىكند . عنزٌ صَارِفٌ : مادّه بزى كه فحل مىطلبد . الصِّرْفُ : رنگ قرمز خالص ، و به هر چيز خالص و پالوده‌اى - صرف گفته مىشود ، گويى كه هر چيز آلوده‌اى از آن دور شده است . صَرَفَانٌ : مس ، گويى كه از طلا و نقره شدن برگشته است . صرم : الصَّرْمُ : جدايى و بريدگى . الصَّرِيمَة : استوار نمودن و استحكام بخشيدن كار . صَرِيم : قسمتى از زمين كه از ريگستان جدا شده . در آيه : ( فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ - 20 / قلم ) گفته شده يعنى در حالى صبح كردند كه درختان باغشان بريده شده بود يعنى بر و بار آنها چيده شده بود . و نيز گفته شده

--> ( 1 ) صرف الكلام يا تصريف الكلام : به معنى آراستن سخن براى اين است كه كلام را با افزونى و توضيح بيشتر به گوشها خوشايندتر و بيشتر قابل درك مىشود و به آن توجّه مىنمايند گويى كه با زينت آراسته و زيبا شده است . و به گفتهء ابن اثير در ذيل حديث « من طلب صرف الحديث يبتغى به اقبال وجوه النّاس اليه » مقصود افزونى و زيادتى در سخن تا جايى است كه به تكلّف نيانجامد و به قدر نياز بيان شود و هر گاه به صورت ريا و ساختگى ادا شود يا با دروغ آميخته گردد سخن و كلامى كراهت بار و زشت است در آن صورت مىگويند - فلان لا يحسن صرف الكلام - او نيكو سخن نمىگويد . ( النّهايه 3 / 24 - مقاييس 3 / مجمع البحرين - لسان - تهذيب اللّغه - المحكم ) . پس به گفتهء شاعر پارسى گوى : كم گوى و گزيده گوى چون در * وز معنى آن جهان شود پر لاف از سخن چو در توان زد * آن خشت بود كه پر توان زد .