الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
379
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ - 87 / قصص ) و از اين قبيل آيات . فعلش - صَدَّ يَصُدُّ ، صُدُودا - و صَدَّ يَصِدُّ صَدّاً ، است ( با دو مصدر - صدّا و صدودا ) . الصَّدُّ من الجبل : ابرهائى كه چون كوه بلند است و كوه را فرا مىگيرد و از نظر دور مىدارد . صَدِيد : مادّه چركينى است كه بين پوست و گوشت قرار دارد و به صورت چرك است براى خوراك دوزخيان ، در آيه : وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ - 16 / ابراهيم ) . صدر : الصَّدْر : سينه ، كه عضوى است از بدن ، در آيه : ( رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي - 25 / طه ) جمعش - صُدُور - است در آيات : ( وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ « 1 » - 10 / عاديات ) ( وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ - 46 / حجّ ) ولى دلهائى كه در سينههاست كور مىشوند . واژه - صَدْر - بعدا به طور استعاره براى پيش و جلوى هر چيزى به كار رفته است ، مثل : صَدْر القناة : نوك سر نيزه . صدر المجلس : جلوى مجلس ( كه در فارسى بالاى مجلس را صدر مجلس - گويند ) . صدر الكتاب - پيشگفتار كتاب . صدر الكلام - سر آغاز سخن . صَدَرَهُ : به جلويش رسيد يا آن را قصد كرد ، مثل - ظهره و كتفه ( به پشتش و شانهاش رسيد ) . رجل مصدور : كسانى كه از درد سينه شكايت مىكند .
--> ( 1 ) اشاره به قيامت است كه مىگويد انسان نسبت به پروردگارش لجوج و ناسپاس است و خودش بر اين امر گواه است كه گردنكشى مىكند اين انسان به دوستى مال دنيا سخت و حريص است ، آيا نمىداند وقتى كه خفتگان در قبرها برخيزند و پراكنده شوند در آن هنگام آنچه در سينههاست است روشن شود و حاصل آيد .