الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

380

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و اگر با حرف ( عن ) متعدّى شود معنى انصراف و برگشتن دارد مثلا مىگويى : صَدَرَتِ الابل عن الماء صَدَراً : شتر از آب برگشت ، در آيهء ( يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً - 6 / زلزله ) . مَصْدَر : در حقيقت برگشتن از آب و جاى برگشتن و زمان برگشتن را گويند ، و نيز مصدر - در سخن متعارف علماى نحو لفظى است كه فعل ماضى و مستقبل ، از آن در نظر گرفته مىشود . الصِّدَار : جامه‌اى است كه سينه با آن پوشيده مىشود ( سينه بند ) كه بر وزن و معنى - دثار - و لباس است ، و آن را - صدرة - هم مىگويند و صُدْرَة - نشانه و داغى است كه بر سينه شتر قرار مىگيرد . صَدَّرَ الفرسُ : اسبى است كه با سينه‌اش به سوى سابق « 1 » ( كه اسب پرنده است ) بعضى از حكماء گفته‌اند ، آنجائى كه خداى تعالى در قرآن از قلب نام برده است اشاره به عقل و علم است ، مثل آيه : ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ - 37 / ق ) .

--> ( 1 ) از اواخر قرن اوّل هجرى مسابقات سواركارى را اعراب از ايرانيان آموختند تا جائى كه دهها اسب زبده با نامهاى مشخّص تربيت و براى چنان مسابقاتى آماده مىكردند ، نام اين مسابقات - حلبه - بوده و در سال چندين بار برگزار مىشد و براى اسبان برنده ، يكم تا دهم ، نامهائى به شرح زير انتخاب كرده بودند : اسب اوّل - سابق : سبقت گيرنده بر سايرين . اسب دوّم - مصلّى : زيرا سر اسب دوّم تا نيمه پشت اسب اوّل رسيد و آن را صلا گويند ، كه راغب آن را - جاء سابقا بصدره - معنى كرده يعنى با سينه به اسب اوّل رسيده است . اسب سوّم - مسلّى : تسلّى دهنده سواركار . اسب چهارم - تالى : از پى آمده . اسب پنجم - عاطف : با عطوفت . اسب ششم - مرتاح : اسبى كه به راحتى انس دارد . اسب هفتم - مومل : اسبى كه آرزوى شركت در مسابقه در آن هست ( اميد پيروزى دارد ) . اسب هشتم - حظى : اسبى كه بهره‌اى از مسابقه دارد . اسب نهم - لطيم : اسبى كه سيلى خورده است تا سرعت گرفته . اسب دهم - فسكل : اسب كوچك اندامى كه خود را به كارهاى بزرگ مىزند . ( اصطلاح فسقلى در فارسى از همين كلمه است ) . ( لس 11 / 520 ( مروج الذّهب / مسعودى 6 / 12 ) .