الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

362

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

است . شَوَّرْتُ به : كارى كردم كه شرمگين شد گويى كه عورتش را ظاهر كرد . شِرْتُ العسل و أَشَرْتُهُ : عسل را از موم جدا كردم . شاعر گويد : و حديث مثل ماذى مَشَارِ ( سخنى كه گويى از خوبى و شيرينى با عسل همراه است ) شِرْتُ الدّابّة : ستور را به دويدن واداشتم كه تشبيهى به همان ظاهر كردن است . خطب مِشْوَار : سخنانى پر لغزش و دروغ . تَشَاوُر و مُشَاوَرَة و مَشُورَة : نظر خواهى با مراجعهء بعضى به بعض ديگر است و اين معنى از عبارت - شِرْتُ العسل - است ، وقتى كه عسل را از جايش بيرون مىآورى ، راى و نظر را هم از شخص طرف مشورت بيرون مىآورى . در آيه : ( وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ - 159 / آل عمران ) شورى - كارى است كه در آن نظرخواهى مىشود در آيه : ( وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ - 38 / شورى ) نيز در همان معنى است . شيط : الشَّيْطَان ، قبلا گفته شده ( ذيل واژهء شطن ) . شوظ : الشُّوظ : شعله‌اى كه دود ندارد . آيه : ( شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ - 35 / الرّحمن ) يعنى : ( مانند خورشيد و شعله الكتريسيته و آتش‌هايى از اين قبيل كه بىدودند و قرآن به آن اشاره كرده است ) . شيع : الشِّيَاع : گسترش يافتن و تقويت نمودن . شَاعَ الخبر : آن خبر پخش شد و قوّت گرفت .