الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

358

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شهر : الشَّهْر : مدّت معيّنى است « 1 » از هلال تا هلالى ديگر يا به اعتبار جزئى از دوازده جزء سال و دوران خورشيد از نقطه‌اى تا همان نقطه . در آيات : ( شَهْرُ رَمَضانَ - 185 / بقره ) ( فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ - 185 / بقره ) ( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ - 197 / بقره ) ( إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً - 36 / توبه ) . ( فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ - 2 / توبه ) ، يعنى : ( چهار ماه در اين سرزمين بگرديد و بدانيد كه فرار از حكم خداى نتوانيد ، كه او خود خوار كنندهء كافران است ) . مُشَاهَرَة : داد و ستد كردن به مدّت ماهيانه مثل - مسانهة - يعنى معامله ساليانه از سنة و - مياومة - معامله روزانه و يوميّه . أَشْهَرْتُ بالمكان : يك ماه در آنجا اقامت كردم . شَهَرَ فلان و اشْتَهَرَ : سرشناس و مشهور شد . شُهْرَة : در كار خير و شر ، هر دو به كار مىرود « 2 » . شهق : الشَّهِيق : برگرداندن و بيرون دادن تنفّس عميق و طولانى و - زفير - نفس عميق كشيدن ، در آيات : ( لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ - 106 / هود )

--> ( 1 ) شهر به فارسى ماه و يا سى روز از سال است يا از آغاز روايت ماه در آسمان كه هلال ناميده مىشود و با يك دوازدهم ماه‌هاى سال شمسى است . ( 2 ) به گفته ابن اثير در حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است كه « من ليس ثوب شهرة البسه اللّه ثوب مذلة يوم القيامة » . كه هر دو معنى شهرت يعنى شهرت در كار خير و كار بد را شامل مىشود . و به صورت استعاره به كار رفته . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : كسى كه جامه شهرت در بركند و كارهايش براى شهرت در جامعه باشد نه براى تكليف و رضاى خدا و از حالت اخلاص دور شود خداوند در قيامت جامهء خوارى بر او مىپوشاند اين فرجام نتيجه آن آغاز و انجام است . ( 2 / 515 - النّهايه ) .