الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
349
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
الِاشْتِمَالُ بالثّوب : پارچه و جامهاى كه انسان به خود مىپيچد و آن را از سمت راست بدنش مىافكند ، در حديثى است كه : « نهى عن اشْتِمَالِ الصّماء » . ( نهى از اين معنى است كه پارچهاى را از طرف راستش به شانه و دست چپش بيندازد و سپس آن را از پشتش به شانه و دست راستش برگرداند و خود را آنچنان بپوشاند كه هر دو دستش بسته شود ) . الشَّمْلَة و الْمِشْمَل : عبائى است كه بدن را مىپوشاند ، كه استغاره از - اشتمال - در همان معنى فوق است . و عبارت - شَمَلَهُمُ الأمر - يعنى سختى كار آنها را پيچاند ، در همان معنى است . سپس به صورت مثل مىگويند : شَمَلْتُ الشّاة : گوسفند را با پارچهاى پوشاندم . خلق و خوى را هم - شِمَال - گفتهاند زيرا مثل پارچهاى فراگير طبيعت انسان را فرا مىگيرد و مىپوشاند . الشَّمُول : يعنى خمر ، براى اينكه عقل را پنهان مىدارد و مىپوشاند ناميدن - خمر - به شمول كه پوشانندهء عقل است مثل نام خود - خمر به همين واژه است چون - خمر - استتار كننده و خامر و پوشاننده است . ( در ذيل واژه - خمر - كاملا بحث شده است ) . شَمَال : بادى است كه از جانب شمال كعبه مىوزد ، شَمْأَلٌ و شَامَلٌ هم گفته شده . أَشْمَلَ الرّجل من الشّمال - مثل - أجنب من الجنوب - است يعنى از طرف باد شمال يا جنوب درآمده . بطور كنايه شمشير را هم - مِشْمَل - گويند چنان كه آن را به كنايه - رداء - هم گفتهاند . جاء مُشْتَمِلًا بسيفه - مثل - مرتديا و متدرّعا - است يعنى مسلّح به شمشير آمد ، و رداء و زرهاش را بر تن داشت .