الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

348

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

بأنفه : عبارت از تكبّر و گردنفرازيست . شمأز : آيه : ( اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ « 1 » - 45 / زمر ) يعنى رميده شد . شمس : الشَّمْس : قرص خورشيد و همچنين نورى كه از آن منتشر مىشود آيات : ( وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها - 38 / يس ) ( و خورشيد به قرارگاهش روان است ) . ( الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ - 5 / الرّحمن ) ( خورشيد و ماه نظم و حسابى دارند ) . شَمَسَ يومنا و أَشْمَسَ : روزمان آفتابى شد . شَمَسَ فلان شِمَاساً : او چموشى و ضدّيت كرد و آرامش نيافت كه تشبيهى است از عدم استقرار « 2 » و حركت خورشيد . شمل : الشِّمَال : نقطه مقابل جنوب و دست راست است . و آيه : ( عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ - 17 / ق ) ( از چپ و راست نشسته‌اند ) . شِمَال : كيسهء پارچه‌اى است كه پستان شتر تيزرو و مادينه را هم شمال مىگويند ، در آن قرار مىدهند و اين امر مثل ناميدن قسمتى از جامه لباس است به نام آن عضوى كه در آن لباس قرار دارد و آن را مىپوشاند مثل : ناميدن آستين پيراهن به - يد - و ناميدن جلو و عقب پيراهن به - صدر ظهر - و دو قسمت پائين شلوار كه پاها را مىپوشاند - رجلين گويند و امثال اينها .

--> ( 1 ) تمام آيه چنين است ( وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ) همين كه خداى يگانه ذكر مىشود كسانى كه به قيامت باور ندارند ، دلهاشان رميده مىشود و چون بت‌ها را ياد كنند شاد مىشوند ، اين آيه ميزان و ملاك خوبى براى ايمان و كفر و آثار روانى و ظاهرى چهره انسانهاست . ( 2 ) شموس يا چموش كه فارسى آن است . . . .