الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
331
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
هر چند در بسيارى از آياتى كه در آنها عبارت - لا يَشْعُرُونَ * ، و لا يَعْقِلُونَ * - آمده است گفتهاند آن معنى جايز نشده است زيرا بسيارى از چيزهايى كه محسوس نمىباشند ، معقول مىباشد . مَشاعِرُ الَحَجّ : نشانههاى آشكار حجّ است كه شناختن آنها براى حواس آشكار و روشن است ، مفردش - مَشْعَر - است . شَعَائِرُ الحجّ : مفردش - شَعِيرَة ، در آيات : ( ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ - 32 / حجّ ) و ( عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ - 198 / بقره ) . و در آيه : ( لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ « 1 » - 2 / مائده ) يعنى آنچه كه به خانه خدا اهداء مىشود حلال مىشماريد . وجه تسميه آنها به شعائر از اين جهت است كه با علامتها نشان مىشوند يعنى دانسته مىشوند كه با كارد يا وسيلهء آهنى كه مىشناسند ، خونشان ريخته مىشود . شِعَار : لباس و جامهاى كه روى پوست بدن قرار مىگيرد و با موهاى بدن تماس دارد « 2 » . و نيز شِعَار چيزى است كه در جنگها بوسيلهء آنها جنگجويان خود را
--> ( 1 ) تمام آيه چنين است كه مىگويد : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لَا الْهَدْيَ وَ لَا الْقَلائِدَ . . . ) . شمايى كه ايمان آوردهايد مراسم حجّ و ماه حرام و قربانىهايى كه با گردنبند يا علامتى نشاندار هستند و نيز رهروان بيت اللّه كه فروتنى نموده و خشنودى پروردگارشان را مىجويند حرمت داريد . زجاج مىگويد : شَعائِرَ اللَّهِ يعنى متعبدات اللّه الّتى أَشْعَرَ اللّه اى جعلها اعلاما لنا و هى كلّ ما كان موقف او مسعى او ذبح : يعنى : از شعائر اللّه كه به وسيله آن خداوند پرستش مىشود همانهاست كه خداوند آنها را براى ما مشخّص و معيّن كرده است و آن تمام كارهايى است كه در موقف و مسعى و قربانى انجام مىشود و در آيهء فوق هم - هدى - و - قلائد - همان شتران نشاندار است كه هديه و ذبح مىشوند . و نيز شَعَائِرُ اللّه مناسك حجّ است كه نبايد ترك شود ، و تحريم آنها جايز و حلال شمرده شود . ( 2 ) واژه شعار بطور استعاره در معنى افراد نزديك و خاصان انسان به كار مىرود ، در مورد انصار حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه به آنها گفته شده . « انتم الشّعار و النّاس الدّثار - يعنى شما گروه انصار از ياران خاص و ديگر مردم همچون جامه پوشند كه آنها هم نقش در حفاظت و يارى اسلام دارند . ( النّهايه 2 / 480 ابن اثير ) اصطلاح ديگر اين واژه عبارت - ليت شعرى - است يعنى ايكاش - مىدانستم كه اصلش از معنى .