الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

319

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مقابل مشرق و تابش خورشيد است . شَرَّقْتُ اللّحم : گوشت را در مِشْرَقَة گستردم ( تا در اثر تابش شديد آفتاب خشك و برشته شود و اين كار مردم استوايى و گرمسيرى است ) . مُشَرِّق : نمازگاه عيد كه نماز عيد را هنگام طلوع آفتاب در آنجا اقامه مىكنند . شَرَقَتِ الشّمسُ شَرْقا : در غروب خورشيد زرد و سرخ فام شد . أَحْمَرُ شَارِقٌ : رنگى بشدّت سرخ‌فام . أَشْرَقَ الثّوبَ بالصّبغ : جامه را با رنگ قرمز كرد . لحمٌ شَرَق : گوشت سرخى كه چربى در آن نباشد . شرك : الشِّرْكَةُ و الْمُشَارَكَةُ : آميزش در ملك ( ما يملك و آنچه كه در تصرّف كسى باشد ) گفته شده - شركت و مشاركت آنست كه چيزى براى دو نفر و بيشتر چه از نظر عين و مال و چه از نظر معنى وجود داشته باشد ، مثل مشاركت انسان و اسب در حيوانات و مشاركت اسب در سرخى و سياهى رنگ . افعالش - شَرَكْتُهُ ، شَارَكْتُهُ ، تَشَارَكُوا و اشْتَرَكُوا و أَشْرَكْتُهُ فى كذا است ( شريكش شدم - با او همكارى كردم ، شركت كردند - هماهنگ شدند - در آن كار او را شريك كردم ) . و همچنين در آيه : ( وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي - 32 / طه ) و در حديث : « اللّهمّ أشركنا فى دعاء الصّالحين » . يعنى : ( خدايا ما را با صالحين ، همسخن ، همزبان ، همدعاء و همقول گردان ) . روايت شده است كه خداى تعالى به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « انّى شرّفتك و فضّلتك على جميع خلقى و اشركتك فى أمرى » .

--> معرّفى مىشوند خورشيد را هم مقدّم بر قمر نام مىبرد .