الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

315

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شَرَط : علامت و نشانه . أَشْرَاط السّاعة : نشانه‌هاى قيامت . در آيه : ( فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها - 18 / محمّد ) شُرَط : پيشتازان و چاوشان يا شحنگان و مأموران نظم جامعه ( شرطة اللّه : ياران و انصار خداى ) و چون داراى علامات و نشانه‌هايى هستند اينطور ناميده شده‌اند تا با آن علامت شناخته شوند . ( أَشْرَاطُ القومِ : نجباى قوم ) و همچنين - أَشْرَاطُ الابل : شترانى كه بر گردنشان علامت هست . أَشْرَطَ نفسه للهلكة : وقتى است كه كسى عملى انجام دهد كه نشانهء مرگ و هلاكت است يا شرط مردن و هلاكت در آن باشد . شرع : الشَّرْع : راه روشن و واضح . شَرَعْتُ له طريقا : راهى برايش باز كردم . الشَّرْع : مصدر است ، بعدا به صورت اسم براى راه ، به كار رفته كه آن را - شِرْع و شَرْع و شَرِيعَة - گفته‌اند ، سپس براى راه خدايى و الهى استعاره شده است . در آيه : ( شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً - 48 / مائده ) شِرْع اشاره به دو امر است : اوّل - در معنى سرشت و نهاد و آنچه را كه خداى تعالى انسان را بر آن آفريده و مسخّر گردانيده و آن راهى است كه آن را اراده و قصد كرده است و نتيجتا به مصلحت بندگان و آبادانى بلاد بازمىگردد همانست كه در آيه زير به آن اشاره شده است كه : ( وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا « 1 » - 32 / زخرف ) .

--> ( 1 ) آيات قرآنى حتّى اگر كاملا مجرّد و هر كدام به تنهايى مورد نظر و انديشه قرار گيرد ، به خوبى فهميده مىشود كه مربوط به كدام سوره است و اين خود يكى از معجزات قرآن كريم است ، آيهء فوق در بارهء درجات مختلف دنيايى افراد در زندگيست ، مربوط به سوره زخرف يعنى مال و متاعى كه زر اندوز است و نقش و نگار ظاهرى شده است و حال اينكه در واقع چنان نيست و چيزى گذرا و پوچ و فريبنده است ، چنان كه - زخرف القول : سخنى دروغين و به ظاهر شيرين است .