الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

302

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و سخن اصمّ « 1 » - كه مىگويد : محكم آيه‌اى است كه بر تأويلش اجماع نظر باشد و متشابه ، آن چيزى است كه اختلاف نظر در آن هست آنگاه تمام آيات متشابه هم خود بر سه گونه است : 1 - آياتى كه راهى براى آگاهى بر زمان وقوع آن نيست ، مثل : زمان قيامت و خروج دابّة الأرض ( كه آثارى از آستانه قيامت است ) و اينكه آن حيوان چگونه است . 2 - آياتى كه براى انسان راهى بسوى شناسايى آنها وجود دارد ، مثل : الفاظ ، غريب و احكام مشكل و مبهم . 3 - نوعى از متشابه كه معنى آن در ميان دو امر واقع شده و متردد بين الامرين است و جايز است كه معرفت و شناسايى به حقيقت آن مخصوص شناسايى و معرفت راسخين در علم باشد و براى غير از آنها پوشيده است و اين همان است كه مورد اشاره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در بارهء على رضى اللّه عنه است كه فرمود : « اللّهمّ فقّهه فى الدّين و علّمه التأويل » . و در بارهء ابن عبّاس هم سخنى مثل اين گفته شده : هر گاه اين جمله را شناختى ، دانسته مىشود كه وقف نمودن بر ( وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ - 7 / آل عمران ) و وصل آن با ( وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ - 7 / آل عمران ) هر دو جايز است . زيرا براى هر يك از آنها يعنى ( وقف و وصل ) بر حسب آنچه كه بطور تفصيل گفته شده ،

--> ( 1 ) ابو عبد الرّحمن حاتم بن عنوان بلخى معروف به - اصم - كه از بزرگان اصحاب معرفت و عرفان است ، كلمات ظريفه‌اى از او به يادگار مانده است ، وفاتش در سال 237 هجرى است . وجه لقب اصم ( ناشنوا ) نسبت به او از اينجهت بوده كه روزى كسى از او سؤالى مىكند و ناگهان صدائى و بادى از آن مرد خارج شد و خجل گشت ، ابو عبد الرّحمن براى اينكه خجالت او را بر طرف كند به او گفت : بلند صحبت كن تا من بشنوم . و از اين جملهء انسانى وانمود كرد كه ( كر ) است و سؤال كننده خوشحال شد . سعدى هم در گلستان اصم بودن او را باور ندارد . سعدى مىگويد : كه حاتم اصم بود باور مكن ( هدية الاحباب 113 - ريحانة الادب 1 / 86 ) .