الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
285
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
در آيه گفت : ( قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى - 36 / طه ) و آن چيزى بود كه موسى عليه السّلام مىخواست ، مثل اينكه مىگفت : ( رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي - 25 / طه ) . التّسويل : جلوه دادن چيزهايى كه نفس بر آنها حريص است و تصوير نمودن قبح و زشتى براى او به صورت حسن و خوبى است در آيات : ( بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً - 18 / يوسف ) و ( الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ - 25 / محمّد ) . بعضى از ادباء گفتهاند - سألت هذيل رسول اللّه فاحشة : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيز ناروايى كه به صورت خوب و نيكو بود ، طلب كردند . چنان كه عدّهاى از ادباء گفتهاند - سالت - در اين عبارت از - سأل - يعنى پرسيدن نيست و معنى سؤل - نزديك به معنى واژه - امنيّة يعنى آرزو است ، ولى - امنيّة - در چيزى است كه انسان آن را انديشه مىكند و در بارهاش تفكّر مىنمايد ، ولى - سؤل - در چيزى است كه مطالبه مىشود ، گويى كه - سُؤْل - بعد از امنيّة و آرزوست . سيل : سَالَ الشّىءُ يَسِيل : آن چيز روان و جارى شد . أَسَلْتُهُ أنا : جريانش انداختم . در آيه : گفت : ( وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ - 12 / سباء ) يعنى مس را برايش ذوب كرديم . إِسَالَة : در حقيقت حالتى است در مس كه بعد از گداختن و ذوب شدن بدست مىآيد . السَّيْل - اصلش مصدر است و سپس براى آب فراوانى است كه به سرعت به سويت مىآيد و بارانش به تو نرسيده . واژه - سَيْل - به صورت اسم قرار گرفته . در آيات : ( فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً - 17 / رعد ) ( سيلاب كفى فراوان برداشت ) و ( سَيْلَ الْعَرِمِ - 16 / سباء ) . السَّيَلَان : امتداد آهن و دنباله شمشير و مانند آن از دستهء شمشير است كه در قبضه آن و داخل غلاف قرار گرفته است .