الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
286
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
سأل : السُّؤَال طلب شناختن ، يا چيزى كه انسان را به معرفت و شناخت مىرساند يا خواستن مال و آنچه كه به مال مىرساند ، پس طلب معرفت و شناخت ، پاسخش بر عهدهء زبان است ، و دستى كه بجاى زبان مىنويسد يا اشاره مىكند ولى - استدعاء مال جوابش به عهده دست است و زبان بجاى دست است يا با وعده دادن يا ردّ سؤال . اگر بگوئيد چگونه صحيح است به اينكه گفته شود - سؤال - براى معرفت و شناخت است و حال اينكه معلوم است كه خداى تعالى از بندگانش سؤال مىكند ، مثل آيه : ( إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ - 110 / مائده ) پاسخ اين است كه آن سؤال براى آگاه نمودن خود مردم ، و سرزنش ايشان بوده نه براى آگاه شدن خداى تعالى ، زيرا او - علّام الغيوب - يعنى آگاه بر راز پنهانىها و ناپيداهاست بنابر اين از اينكه معنى سؤال براى شناخت و معرفت باشد ، خارج نمىشود . سؤال - در معنى فهميدن و شناختن ، گاهى خبر داشتن است و زمانى به منظور سرزنش ، مثل : آيه : ( وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ - 8 / تكوير ) كه براى شناساندن و معرّفى مسئول ( در سقط جنين يا گذشتن از نوزادان به هر تقدير است ) . وقتى سؤال براى تعريف و آگاهى باشد به مفعول دوّم متعدّى مىشود كه گاهى فعل به خودى خود و گاهى با حروف جارّه متعدّى است ، چنان كه مىگويى - سَأَلْتُهُ كذا و سألته عن كذا و بكذا - كه متعدّى با حرف ( عن ) بيشتر است ، در آيات : ( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ - 85 / اسراء ) . ( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ - 83 / كهف ) ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ - 1 / انفال ) و ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ - 1 / معارج ) ( إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي - 186 / بقره ) . ولى اگر - سؤال - براى درخواست مال باشد آن فعل يا بنفسه و يا با حرف ( من ) متعدّى مىشود ، مثل آيات : ( وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ - 53 / احزاب ) و ( وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا - 10 / ممتحنه ) و ( وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ - 32 / نساء ) . فقيرى كه چيزى مىخواهد و تقاضا مىكند به - سائل - تعبير مىشود .