الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

257

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و همچنين آيه : ( سَمِعْنا وَ أَطَعْنا - 285 / بقره ) يعنى شنيديم و فرمانبردارى نموديم . و آيه : ( وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ - 21 / انفال ) كه جايز است معناى سَمِعْنا فهميديم باشد و آنها نمىفهميدند و يا اينكه معنايش ، فهميديم باشد امّا به موجب آن عمل نمىكردند و زمانى كه به مقتضاى آنچه را كه مىگفتند ، شنيديم و فهميديم عمل نمىكنند ، در واقع در حكم اينستكه چيزى را نشنيده باشند ، سپس خداى تعالى گويد : ( وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا - 23 / انفال ) يعنى اگر خداوند چيزى در آنها مىدانست قدرت فهمشان مىداد به اين معنى كه براى آنها نيرويى قرار مىداد كه با آن بفهمند . و در معنى آيه : ( وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ - 46 / نساء ) دو وجه گفته مىشود : 1 - درخواست ناشنوائى و نااستوارى در راى براى او ( براى پيامبر ) 2 - دعا و درخواست مستقيم در حقّ او . معنى اوّل مثل أَسْمَعَكَ اللّهُ است : خداوند ناشنوايت كند . معنى دوّم اينكه ، گفته شود - أَسْمَعْتُ فلانا - زمانى است كه او را ناسزا بگوئى و اين عبارت در ناسزا گفتن معمول است . روايت شده است كه اهل كتاب آيهء فوق را به پيامبر ( ص ) مىگفتند با اين توهّم و ايهام كه او را تعظيم مىكنند و بزرگ مىدارند و در حقّش دعا مىكنند و حال اينكه آن را عليه او مىگفتند . و خداوند در هر موضعى از قرآن واژه سمع : شنيدن ، را در بارهء مؤمنين اثبات نموده و آن را از كافرين نهى مىكند ، يا تشويق بر به كار بردن نيروى شنوايى است و يا قصد و هدف تصوّر در معنى شنيدن ، و انديشيدن در آن است : مثل آيات : ( أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها - 195 / اعراف ) و ( صُمٌّ بُكْمٌ - 18 / بقره ) و ( وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً - 25 / انعام ) و هر گاه خداى تعالى را با كلمه - سمع - توصيف كنى ( سَمِيع - سَامِع - 9 مقصود علم و آگاهى خداوند به مسموعات و پاداش به آنهاست مثل آيات : ( قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ